1074. بكرى دمياطى، از علماى شافعى، در كتاب «إعانة الطالبين» مىگويد:
لزم أن يكون قاصداً المرمي، فلو قصد غيره لم يكف، و إن وقع فيه؛ كرميه نحو حيّة في الجمرة، و رميه العَلَم المنصوب في الجمرة عند ابن حجر، قال: نعم لو رمي إليه بقصد الوقوع في المرمي و قد علمه فوقع فيه، اتّجه الإجزاء لأنّ قصده غير صارف حينئذ، قال عبد الرؤوف: و الأوجه أنّه لا يكفي و كون قصد العلم حينئذ غير صارف ممنوع لأنّه تشريك بين ما يجزيء و ما لا يجزيء أصلاً. و في الايعاب: أنّه يغتفر للعامي ذلك، و اعتمد إجزاء رمي العلم إذا وقع في المرمي، قال: لأنّ العامة لا يقصدون بذلك إلّا فعل الواجب، و المرمي هو المحلّ المبني فيه العلم ثلاثة أذرع من جميع جوانبه إلّا جمرة العقبة فليس لها إلا جهة واحدة. 1
واجب است محل رمى را نيت كند. پس اگر غير آن را قصد كند، كافى نيست؛ هرچند در محل رمى بيفتد؛ مثل اينكه سنگ را به سوى مارى كه در جمره بوده، انداخته يا به علامتى كه در آنجا نصب كردهاند، بيندازد (به عقيده ابن حجر). او مىگويد: اگر رمى به سوى ستون باشد به قصد اينكه از آنجا در محل رمى بيفتد و در آنجا نيز بيفتد، كفايت مىكند؛ چون قصد غير محل رمى، نظر او را منصرف نمىكند. ولى عبدالرئوف گفته است كه كفايت نمىكند و اينكه گفته شود قصد ستون، انسان را از محل رمى واقعى منحرف نمىكند، درست نيست. و در كتاب «الايعاب» آمده است كه اين، در مورد عوام، بخشوده مىشود و گفته است پرتاب سنگ به سوى ستون، به شرط اينكه در محل رمى بيفتد، مانعى ندارد؛ زيرا عوام هدفشان انجام واجب الهى است و محل رمى همان محلى است كه علامت در آن قرار داده شده كه از هر طرف (از مركز دايره) سه ذراع است، مگر جمره عقبه كه يك طرف بيشتر ندارد.
5. ابن عابدين از علماى حنفى در «حاشية رد المحتار» مىگويد:
وفي اللباب: و لو وقعت على الشاخص: أيأطراف الميل الذي هو علامة للجمرة أجزأه ولو وقعت على قبة الشاخص و لم تنزل عنه أنّه لا يجزيه للبعد. 2
در كتاب لباب آمده است: اگر سنگريزه بر شاخص، يعنى اطراف ميل كه علامت