105ن) مرحوم صاحب رياض نيز شبيه همين را دارد و مىفرمايد: «لو وقعت على شيء و انحدرت على الجمرة فإنّها تجزي» 1؛ «اگر سنگريزه روى يك شىء بيفتد و به سوى جمره سرازير شود، كافى است».
در ادامه سخن نيز منظور از شىء را بدن انسان يا شتر ذكر مىكند. همه اين تعبيرها شاهد مقصود ماست.
3. كسانى كه گفتهاند اگر سنگ را به جمره بيندازد، بهطورى كه وارد جمره شود و سپس از آن خارج گردد، مانعى ندارد. يعنى ماندن سنگ در محل جمره شرط نيست و روشن است كه اگر مراد، رمى ستون بود، فرض اين مسئله اصلاً معنا نداشت؛ از كسانى كه پيرو اين گروهاند، عبارتاند از:
الف) زكريا بن محمد الأنصارى (متوفاى 926 ه .ق) در كتاب «فتح الوهاب» در بيان شروط رمى مىگويد:
وتحقّق إصابته بالحجر و إن لم يبق فيه كأن تدحرج و خرج منه فلو شكّ في إصابته لم يحسب. 2
يكى از شروط، اصابت سنگريزه (به جمره) است؛ هرچند در جمره نماند؛ مثل اينكه سنگريزه بغلتد و از جمره خارج شود و هرگاه شك در اصابت كند، كافى نيست.
ب) امام احمد المرتضى در «شرح الأزهار» مىنويسد:
لا يشترط بقاء الحصي فيالمرمي فلو وقعت فيه ثمّ تدحرجت عنه لم يضرّ. 3
شرط نيست كه سنگريزه در محل رمى بماند، هرگاه در آن قرار گيرد و سپس بغلتد و از آن خارج شود، ضررى ندارد.
ج) محيىالدين نَوَوى نيز در «مجموع» چنين آورده است:
قال أصحابنا: و لا يشترط بقاء الحجر في المرمي فلو رماه فوقع في المرمي ثمّ تدحرج منه و خرج عنه أجزأه، لأنّه وجد الرمي إلى المرمي و حصوله فيه. 4
اصحاب ما گفتهاند: شرط نيست سنگريزه در محل رمى بماند. پس اگر رمى كند و در