104گيرد؛ هرچند در آن باقى نماند و حنفىها اين معنا را لازم نمىدانند. پس اگر بر پشت انسان يا شترى واقع شود، سپس نزديك جمره بيفتد، كافى است و الا كفايت نمىكند.
ل) مرحوم علامه در «قواعد» مىفرمايد: «لو وقعت على شيء و انحدرت على الجمرة صحّ» 1؛ «هرگاه سنگريزهها بر چيزى واقع شود و در جمره فرو افتد صحيح است».
تعبير به «انْحَدَرَتْ على الجَمَرة» نشان مىدهد كه جمره همان قطعه زمينى است كه سنگ به آن مىاندازند. البته واضح است كه سخن از تمام جمرات است، نه خصوص جمره عقبه.
م) ابن فهد حلى در «محرر» مىگويد: «لَو وقَعَت على شيء ثُمَّ انحدرت مِنه إلى الجَمَرة، أجزأت أيضاً» 2؛ «هرگاه سنگريزه بر چيزى بيفتد، سپس از آن به سوى جمره سرازير شود، آن هم كافى است».
اين نيز در تمام جمرات است.
ن) در كتاب «شرايع الاسلام» (از محقق حلى) مىخوانيم:
فالواجب فيه النيّة و العدد ... و إصابة الجمرة بها بما يفعله فلو وقعت على شيء و انحدرت على الجمرة جاز... . 3
واجب است در رمى نيت كند و عدد (هفت) نيز شرط است و بايد به وسيله او به جمره اصابت كند و اگر روى چيزى قرار گيرد و از آن سرازير گردد و به وسيله آن به جمره برسد، كافى است.
س) مرحوم شهيد ثانى در «مسالك الافهام» در باب جمرات مىگويد: «فلو وقعت على شيء و انحدرت على الجمرة جاز» 4؛ «هرگاه سنگريزه بر چيزى بيفتد و به سوى جمره سرازير شود، كافى است».
ل) محقق ثانى در «جامع المقاصد» نيز همين تعبير را دارد و مىفرمايد:
لو وقعت على شيء و انحدرت على الجمرة صحّ و لو تمّمتها حركة غيره لم يجز. 5
هرگاه سنگريزه بر چيزى بيفتد و در جمره سرازير شود صحيح است اما اگر با حركت ديگرى به جمره برسد كافى نيست.