101
مثله لو رمي إلى غير المرمي فوقعت في المرمي. 1
هرگاه آن سنگى را كه رمى مىكند، به سنگ ديگر بپرد (بخورد) و آن سنگ در محل رمى بيفتد، كافى است؛ همانگونه كه مصنّف (منظور علامه حلى است) به آن قطع پيدا كرده است. همچنين اگر به غير محل رمى پرتاب كند و در محل رمى بيفتد، كافى است.
د) عبدالكريم رافعى از فقهاى اهل سنت (متوفاى 623 ه .ق) مىگويد:
ولو انصدمت الحصاة المرميّة بالأرض خارج الجمرة أو بمحلّ في الطريق أو عنق بعير أو ثوب انسان، ثمّ ارتدّت و وقعت في المرمي» اعتدّ بها لحصولها في المرمي بفعله من غير معاونة أحد. 2
هرگاه سنگى را كه پرتاب كرده، به زمينِ خارج جمره يا به محلى در راه يا گردن شتر يا لباس انسان بخورد و برگردد و در جمره بيفتد، به آن قناعت مىكند؛ چون به وسيله فعل او در جمره افتاده، بىآنكه از كسى كمك بگيرد.
ه ) پيشتر از محمد بن شربينى چنين نقل كرديم:
ويشترط أيضاً قصد الجمرة بالرمي فلو رمي إلى غيرها، كأن رمي في الهواء فوقع في المرمي لم يكف. 3
شرط ديگر اين است كه نيت رمى داشته باشد، پس اگر ريگى را به غير آن، مثلاً به هوا پرتاب كند و در محل رمى بيفتد كافى نيست.
جالب اين است كه او در كتاب خود، بعد از اين عبارت، ذيل كلامش تصريح مىكند كه اگر سنگ را به ستون بزند و در محل رمى بيفتد، كافى نيست؛ چون نيت محل رمى را نكرده است.
و) امام سحنون به سعيد التنوخى در كتاب «المدونة الكبرى» مىنويسد:
فتواى امام مالك را از امام عبدالرحمانبن القاسم درباره رمى جمار پرسيدم و گفتم: «فإن رمي حصاة فوقعت قرب الجمرة؟ قال: إن وقعت في موضع حصي الجمرة و إن لم