1002. كسانى كه با تعبير ارض نياوردهاند، ولى تعبير به فىالجمرة يا علىالجمرة كردهاند.
اين نشان مىدهد كه جمره همان قطعه زمين است كه اگر سنگها را در آن يا بر آن بيندازند، كافى است؛ روشن است كه اگر واجب باشد سنگها را به ستونها بزنند، تعبير به «فى» و «على» مناسب نيست. از كسانى كه اين تعبير را دارند:
الف) علامه حلى در «تذكره» مىنويسد:
وأمّا الرمي فإن أمكن الصبيّ من وضع الحصي في كفّه و رميها «في الجمرة» من يده فعل و إن عجز الصبيّ من ذلك أحضره الجمار و رمي الوليّ عنه. 1
اما رمى [كودكان]، هرگاه كودك بتواند سنگريزه را در دست بگذارد و از دست خود در جمره بيندازد، اين كار را انجام مىدهد و اگر نمىتواند، ولى او، وى را نزد جمرات مىبرد و از سوى او رمى مىكند.
ب) شيخ صدوق نيز در كتاب «من لا يحضره الفقيه» مىفرمايد:
وَ يَجُوزُ أَنْ تُكَبِّرَ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَرْمِيهَا تَكْبِيرَةً، فَإِنْ سَقَطَتْ مِنْكَ حَصَاةٌ فِي الْجَمْرَةِ أَوْ فِي طَرِيقِكَ فَخُذْ مَكَانَهَا مِنْ تَحْتِ رِجْلَيْكَ وَ لا تَأْخُذْ مِنْ حَصَى الْجِمَارِ الَّذِي قَدْ رُمِيَ بِهَا. 2
جايز است با هر سنگى كه مىزنى، تكبير بگويى و هرگاه يك سنگ [بدون اختيار] در جمره بيفتد يا در راه بيفتد، به جاى آن، سنگ ديگرى از زير پاى خود بردار و از سنگهاى جمرات كه با آن رمى شده، برندار.
درست است كه مرحوم صدوق مىگويد سنگى كه از دست در جمره افتاده، كافى نيست، ولى اين به خاطر عدم نيت و اختيار است؛ مهم اين است كه تعبير به افتادن در جمره مىكند و اين، دليل بر اين است كه جمره همان زمين و محل اجتماع سنگريزههاست.
ج) محقق سبزوارى در كتاب «ذخيره» مىفرمايد:
ولو وقعت على حصاة فطفرت الثانية فوقعت «في المرمي» يجزي كما قطع به المصنّف و