48انسان پذيرفته گرديده است. او در ذيل آيه (فَكُلُوا مِمّٰا ذُكِرَ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيٰاتِهِ مُؤْمِنِينَ ) (انعام: 118)، مىگويد:
الآن نجيء إلى القضية التي جعلت هذه المقدمات كلها قاعدة لها... قضية الحل والحرمة فيما ذكر اسم الله عليه وما لم يذكر اسم الله عليه من الذبائح... .وهي تأخذ أهميتها من ناحية تقرير المبدأ الإسلامي الأول: مبدأ حق الحاكمية المطلقة لله وحده وتجريد البشر من ادعاء هذا الحق. 1
الآن برمىگرديم به قضيهاى كه اين مقدمات، قاعدهاى براى آن است؛ يعنى قضيه حليت و حرمت در قربانىهايى كه اسم خدا بر آن، برده مىشود و آنچه اسم خدا بر آنها برده نمىشود و اينها اهميت خود را از ناحيه تقرير مبدأ اسلامى اول مىگيرند؛ يعنى مبدأ حق حاكميت مطلقه، تنها براى خداوند متعال و دور كردن بشر از ادعاى اين حق است.
سيد قطب، با طرح مفهوم حاكميت و اختصاص آن به خداوند متعال و دين او، درصدد تأسيس دو مفهوم ديگر، به نام «دارالاسلام» و «دارالحرب» بود؛ مسئلهاى كه به قيمت جانش تمام شد؛ به طورىكه «نظام جمال عبدالناصر»، او را در سال 1966م، اعدام كرد.
او با طرح مفهوم «حاكميت»، درصدد اثبات اين مطلب است كه حق تشريع، مخصوص خداست و شأن امت، سلطه داشتن بر تنفيذ آن مىباشد. سيد قطب، با اين تبيين، درصدد توضيح زواياى مخفى نظريه «مودودى» است.
همچنين وى مىگويد:
إنه ليس على وجه الأرض اليوم دولة مسلمة ولا مجتمع مسلم، قاعدة التعامل فيه هي شريعة الله والفقه الإسلامي. 2