30حديث، حنابله و اخباريان از شيعه است.
ج) ديدگاه تجزيهاى: اين گروه در برخى از مسائل اعتقادى، از قبيل اثبات وجود خدا و شناخت صفات ذاتى او، به عقل تكيه و اعتماد مىكنند. ولى در مسئله عدل و شناخت صفات و افعال خداوند، بر عقل اعتمادى نمىكنند و حسن و قبح عقلى را انكار مىنمايند. اشاعره از همين گروهاند.
بين اين اقوال، حق با شيعه اماميه و معتزله است؛ زيرا همانگونه كه گفتيم، عقلِ بديهى، نور است و بىترديد، انسان را در مسائل اعتقادى، به حق و حقيقت مىرساند. البته در صورتىكه خالى از پيشفرضهاى تطبيقى باشد و از آنجا كه خداوند متعال و رسولش، عقل بالفعل و عقل كلاند، بىشك حرفى خلاف عقل سليم و بديهى نمىزنند. ازاينرو اگر عقل بديهى در مسئلهاى از مسائل اعتقادى، به نتيجهاى رسيد، بايد به آن اعتقاد پيدا كرد.
قرآن كريم نيز به تعقل، توجهى ويژه دارد و كسانى را كه از عقل، بهره نمىبرند، بدترين جنبندگان، معرفى مىنمايد و مىفرمايد: (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّٰهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ ) ؛ «همانا بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لال [و كوردلى] هستند كه انديشه نمىكنند». (انفال:22)
در جايى ديگر، آنان را نكوهش مىكند و مىفرمايد: (وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ ) ؛ «و خداوند پليدى [كفر و گناه] را بر كسانى قرار مىدهد كه نمىانديشند». (يونس:100)
امام صادق(ع) نيز در وصف عقل فرمود:
همانا اول امور و مبدأ آن و قوت و عمارت آنكه بدون او، هيچ چيز نفع نمىدهد، عقلى است كه خداوند، آن را زينت خلق قرار داده است. به سبب عقل است كه بندگان، خالق را مىشناسند و خود را مخلوق او مىدانند و او را مدبر و خود را تربيت شده او مىدانند. 1