2532. مقصود، مقابله با بدعتها و دعوت براى چنگ زدن به سنت باشد؛
3. مقصود، اجتهادات فقهى جزئى باشد كه مربوط به فروع و مسائل مستحدثه است.
همچنين نويسنده، معتقد است شريعت اسلامى، كامل مىباشد و هرگز قابل تغيير و زياده و نقصان نيست. اما روش تبليغ دين، به لحاظ اولويات و انواع فقهى كه در آن رعايت مىشود و شيوه خطاب با مردم براساس فهم، مختلف ايشان، به اختلاف زمان و مكان و حالات، تغييرپذير است؛ همانگونه كه دعوت انبيا، يكسان بود. ولى روش تبليغ آنان، به لحاظ اختلاف زمان و مكان و حالات، مختلف بود. ازاينرو خداوند متعال مىفرمايد: (وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ بِلِسٰانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ) ؛ «ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم؛ جز به زبان قومش؛ تا [حقايق را] براى آنها آشكار سازد». (ابراهيم: 4)
نويسنده در اين مقاله، به برخى موارد تجديد خطاب دينى از پيامبر(ص)، چنين اشاره كرده است:
- مراعات احوال افراد دعوت شده و لحاظ دين و آگاهى سابق آنان؛
- مراعات مخاطبان در انجام دان برخى شعائر؛
- رساندن تعاليم دين به مردم با لغتهايشان؛
- استخدام وسايل تعليمى در توضيح برخى از مسائل براى مردم. 1
آنگاه نويسنده مواردى از تجديد خطاب دينى را كه خودش، صحيح دانسته، چنين ذكر كرده است:
- بازگشت دين براساس تمسك به اصول و پايبندى به ضوابط مورد اتفاق و حفاظت از نصوص اصلى و صحيح دين؛
- تأسيس دين براساس عقيده صحيح و خالص؛
- تجديد افكار و مفاهيم و انواع براهين و استدلالهاى به كار رفته، در رساندن