252همچنين وى مىگويد:
فالدعوة الى الاسلام ان لم تتطوّر في مادتها واسلوبها تصبح متخلّفة عن العصر، ضعيفة الفائدة والأثر فتجديد الخطاب واسلوبه مع التمسّك بالأصول التي ارساها السلف الصالح بجملتها ضرورة دعويّة حتمية. 1
پس دعوت به اسلام، اگر در مادّه و شيوهاش، پيشرفت نداشته باشد، از زمان عقب افتاده است و فايده و اثرش، ضعيف مىگردد. پس تجديد خطاب و شيوه دعوت به اسلام، رحمتى است از جانب خداوند عزوجل براى حفظ دين از هر شائبهاى كه بر آن، وارد مىشود.
ما در اين مقاله و مقاله قبل، اصل مطلب را كه لزوم مطابقت خطاب دينى با مقتضاى احوال مردم باشد، مىپذيريم. ولى ارتباط آن را به سنت سلف و اعتبار دادن به آن، همچون سنت پيامبر(ص)، قبول نداريم؛ زيرا دليل بر حجيت سنت، سلف نيست.
سپس نويسنده مقاله، درصدد بيان ويژگىهاى روش سلفى برآمده و براى آن، امتيازاتى از قبيل فهم، وضوح منهج، دقت اصطلاحات و ضبط معانى الفاظ عبارات و دعوت، ذكر كرده است؛ گرچه در عمل، چنين امتيازاتى از آنها، مشاهده نمىشود.
از سويى، اينها ادعاهايى است كه مىتواند پيرو هر منهجى، آن را درباره منهج خود داشته باشد.
الخطاب الدينى المعاصر و واقعه فى المملكة العربية السعودية
(عبدالرحمان بن على بن محمد العسكر)
نويسنده اين مقاله، براى حديث «ان الله يبعث لهذه الامة على رأس كل مائة سنة من يجد لها دينها»، سه تفسير ذكر كرده است:
1. مقصود، احياى سنت از بين رفته باشد؛