211است؛ زيرا در سندش، نعيم وجود دارد كه مجروح مىباشد و نيز عبدالرحيم است كه يحيى بن معين، او را كذّاب مىداند». 1
شمسالدين ذهبى
او در كتاب «ميزان الاعتدال»، در بيان شرح حال «جعفر بن الواحد هاشمى قاضى» بعد از تضعيف او، مىگويد: «از بلاياى او، جعل حديث «نجوم» است». 2
همچنين در بيان شرح حال «زيد العمّى»، بعد از نقل حديث «نجوم»، به بطلان آن، تصريح نموده است. 3
ابنقيّم جوزيه
او مىگويد:
اين حديث (حديث نجوم)، از طريق اعمش، از ابوسفيان بن جابر و از حديث سعيد بن مسيّب، از ابنعمر و از طريق حمزه جزرى از نافع از ابنعمر، نقل شده است كه هيچيك از آنها، ثابت نيست. 4
ابن الهمام حنفى
او كه از بزرگان حنفيه است، مىگويد: «حديث نجوم، شناخته شده نيست». 5
جلالالدين سيوطى
او بعد از نقل اين حديث در «الجامع الصغير»، به ضعف آن، تصريح نموده است. 6