192بدين اندازه نبوده كه اينها مىگويند و چندان هم مهم نبوده است و مسلمانان در عصر عثمان، چنان نبودهاند كه شخصى يهودىالاصل، با عقول آنان بازى كند و با فتنهگرى، تمام ممالك اسلامى را به آشوب كشاند... . 1
او درباره عبدالله بن سبأ و سبائيون به نقطهاى مىرسد و در آنجا، توقف مىنمايد و مىگويد:
درباره عبدالله بن سبأ، مطلبى گفته شده است كه با منطق تاريخ، سازگارى ندارد و آن علاقه بين عبدالله بن سبأ و ابوذر غفارى است؛ به اين معنا كه ابوذر نيز از پيروان او بوده و از او دستور مىگرفته است... .
و از غريبترين تهمتها در اين موضوع، اين است كه عبدالله بن سبأ بود كه به ابوذر ياد داد تا معاويه را درباره اينكه اموال از براى خداست، نقد كند و به او بگويد كه اموال براى مسلمانان مىباشد... او بود كه به ابوذر تلقين نمود تا اعتراض بر اميران و اغنيا را سرلوحه تعليمات خود قرار دهد و كسانى را كه طلا و نقره جمع كردهاند، به عذاب جهنم بشارت دهد... .
من اسرافى، شبيه اين اسراف نمىشناسم؛ زيرا ابوذر، احتياجى به چنين شخص تازهواردى در اسلام نداشت تا به او تعليم دهد كه فقيران بر ثروتمندان، حقوقى دارند و خداوند كسانى را كه طلا و نقره جمع مىنمايند و در راه خدا انفاق نمىكنند، به عذاب دردناكى وعده داده است... .
ابوذر به اين شخص تازهوارد، احتياجى نداشت تا حقايق اوليه اسلام را به او تعليم دهد! ابوذر كسى است كه از همه انصار پيشى گرفته و از بسيارى از مهاجران نيز سابق است. او كسى است كه مدتها همنشين پيامبر(ص) بوده است. او قرآن را بسيار خوب حفظ كرده است. او كسى است كه با دقت بسيار، سنت پيامبر(ص) را روايت نموده است.