174القهقرى»؛ «آنان مرتد شدند و به قهقرا برگشتند».
ثانياً: به چه دليل، مطلق رؤيت پيامبر(ص)، موجب ارزش و امتياز مصاحبت با آن حضرت است؛ درحالىكه با مفهوم مصاحبت كه دلالت بر همراهى پيوسته دارد، سازگار نيست.
ثالثاً: بين مصاحبت لغوى و مصاحبت شرعى، فرق است و فضيلت، براى مصاحبت شرعى است؛ نه لغوى كه در لغت، به معناى همراهى با پيروى تا آخر عمر است.
رابعاً: حديثى كه نويسنده به آن استدلال كرده، بر فرض صحت سند، درباره صحابه واقعى است؛ نه مطلق كسانى كه پيامبر(ص) را مشاهده كردهاند.
همچنين نويسنده مىگويد:
اتفق العلماء على أن خير القرون قرنه(ص) والمراد أصحابه رضى الله عنهم وأن الصحيح الذي عليه جمهور العلماء أن كل مسلم رأى النبي(ص) ولو ساعة فهو من أصحابه. 1
علما، اتفاقنظر دارند كه بهترين قرن، قرن پيامبر(ص) است و مراد، اصحاب ايشان مىباشند و قول صحيح كه جمهور علما بر آن، اتفاقنظر دارند، اين است كه هر مسلمانى كه پيامبر(ص) را مشاهده كند؛ گرچه يك ساعت باشد، از اصحاب حضرت، به حساب مىآيد.
نقد
همان اشكالات سابق، بر اين استدلال نيز وارد است.
السلفية الحقة بين قبول الأصيل ونبذ الدخيل، رؤية من منظور الاسلامى
(دكتر محمد عبدالدائم على سليمان محمد الجندى)
نويسنده در بخشى از اين مقاله، درصدد اثبات اين مطلب است كه بزرگان سلفى، اهل تكفير نبودند و آنان، از تندروى تكفيريان بيزارند. ازاينرو عباراتى در اينباره، از