157مىكردند و عقل را بر آن، مقدم مىداشتند؟ عقل هرگز نمىتواند خود را جلوتر از شرع بداند؛ زيرا اين كار، جلو انداختن خود بر خدا و رسول است... .
در پاسخ به اين دليل، مىگوييم:
اولاً: صحابه هرگز احكام خداوند متعال را در فروع دين و حكم و قضاوت خدا و رسول، با عقل خود، معارض نمىدانستند و بهطور كلى، مقابل اينگونه دستورها، تسليم محض بودند. ولى قرآن كريم، افراد را به انديشيدن و استدلال از راه عقل، براى رسيدن به برخى از عقايد اصلى، دعوت نموده است.
ثانياً: همانگونه كه اشاره شد، سخن از تعارض سنت با عقل نيست. بلكه سخن از معارضه خبر حاكى از سنت، با عقل است كه اين تعارض، امرى بديهى به نظر مىرسد؛ بهويژه آنكه عواملى در جعل و عدم فهم صحيح حديث، مؤثر بوده است.
دلايل سلفيان بر نفى تأويل
ابنقيم جوزيه، از اسلاف وهابيان و شاگرد ابنتيميه، مىگويد:
إذا تأمّل المتأمل فساد العالم و ما وقع فيه من التفرق و الاختلاف و ما دُفِع اليه اهل الاسلام وجده ناشئاً من جهة التأويلات المختلفة المستعملة في آيات القرآن و اخبار الرسول صلوات الله و سلامه عليه الّتي تعلق بها المختلفون على اختلاف اصنافهم في اصول الدين و فروعه فانّها اوجبت ما اوجبت من التباين و التحارب و تفرّق الكلمة و تشتّت الأهواء و تصدع الشمل و انقطاع الحبل و فساد ذات البين حتى صار يكفر و يلعن بعضهم بعضاً و ترى طوائف منهم تسفك دماء الآخرين و تستحلّ منهم انفسهم و حرمهم و اموالهم ما هو اعظم ممّا يرصدهم به اهل دارالحرب من المنابذين لهم فالآفات الّتي جنتها و يجنيها كل وقت اصحابها على الملة و الأمّة من التأويلات الفاسدة اكثر من أن تحصى أو يبلغها وصف واصف أو يحيط بها ذكر ذاكر و لكنّها في جملة القول اصل كل فساد و فتنة و اساس كل