154خود را بر شما، تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين [جاودان] شما پذيرفتم». همچنين خداوند، انكار كرده است كسى را كه به وحى آشكار، بسنده نكرده و به شبهات عقلى و حرفهاى بىپايه آن، پناه برده است و مىگويد: «براى آنان كافى نيست كه اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مىشود؟! در اين، رحمت و هشدارى است براى كسانى كه ايمان مىآورند». پس آنچه را كه رسولخدا(ص) از امور دين آورده، كامل و كافى است و احتياجى نيست به زياد كردن آنچه را عقول ناقص و آراى وهمى، به آنها رسيده است. بىترديد در كتاب و سنت، نقصان و كوتاهى، به چشم نمىخورد؛ زيرا ممكن نيست كه كتاب خدا و سنت رسولش از مسائل مهم دين، خالى باشد. در نتيجه، هر آنچه از كتاب و سنت، خالى است، از مسائل مهم دينى به حساب نمىآيد. بلكه مسائلى زيادى در دين و حرام است... .
در پاسخ به اين دليل، مىگوييم:
خداوند متعال براى انسان، رسولان و هدايتگرانى درونى و برونى، قرار داده است كه هركدام مكمل و متمم يكديگرند؛ به طورىكه اگر هركدام را در جاى خود، استفاده كنيم، مىتوانند انسان را به سرمنزل مقصود و هدايت كامل برسانند. گفتنى است كه هدايتگر درونى، عقل صريح و سليم و فطرت است.
عقل، همچون چراغ راه هدايت است. بىترديد انسان، با گرفتن نسخه حياتبخش الهى كه پيامبران آوردهاند و با بهرهگيرى از چراغ عقل، مىتواند به سرمنزل مقصود برسد. آرى! كمال دين، به تمام عنايات الهى در حق انسان است كه از آن جمله، عقل و مدركات آن است.
قرآن كريم در آيات بسيارى، به انديشيدن امر كرده است و كسانى را كه از عقل خود، استفاده نمىكنند، بدترين جنبندگان معرفى مىكند و مىفرمايد: (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّٰهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ ) ؛ «به يقين، بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لال [و كور