153در پاسخ به اين دليل، مىگوييم:
اولاً: مقصود از تقديم عقل بر شرع، در موارد خاص به آن، پيروى از عقل قطعى است كه مىتواند وجود خدا و صفات او را ثابت كند؛ نه پيروى از هواى نفسانى با بهكار بردن رأى شخصى فاسد. ازاينرو حرف «قوسى»، ناظر به كلام ابوحنيفه و حكم عقل ظنى است.
ثانياً: پيروى از عقل قطعى، در مواردى كه عقل در آنجا درك دارد، پيروى از هواى نفس، به حساب نمىيابد.
دليل پنجم
همچنين وى مىگويد:
انّ الردّ إلى الأدلة الشرعية يؤدي إلى ائتلاف الخلق و اجتماعهم و انقيادهم لأمر واحد بالاضافة إلى اتصاف هذا الاجتماع و الإئتلاف بالصدق في حقيقته لموافقته للشرع. امّا الردّ إلى العقل فيحيل الخلق إلى شيء لا سبيل إلى ثبوته و معرفته و اتفاق الناس عليه لتفاوتهم في العقول و اختلافهم في الآراء... . 1
همانا بازگرداندن مردم به مراجعه به ادله شرعى، به اتفاق و اجتماع و انقياد خلق به يك امر، مىانجامد. افزون بر اينكه، اين اجتماع و اتفاق، در حقيقت به صدق، متصف شدهاند؛ چراكه با شرع، موافقت نمودهاند. ولى با سوق دادن مردم به عقل، مردم را به چيزى واگذار كردهايم كه راهى به ثبوت و معرفت و اتفاق مردم بر آن نيست؛ زيرا مردم در عقول، متفاوت و در آرا، مختلفاند... .
در پاسخ به اين دليل، مىگوييم:
اولاً: برداشتها از ظاهر ادله شرعى، مختلف است. پس واگذاشتن مردم به شرع نيز خالى از اختلاف نيست.
ثانياً: از آنجا كه عقل فطرى و قطعى انسان، در بسيارى از مسائل، به حقيقت مىرسد و همه مردم، از اين عقل برخوردارند، ارجاع مردم به حكم چنين عقلى، مىتواند مردم را به وحدت و اجتماع برساند.
دليل ششم
«امين صادق امين» مىگويد:
قد اكمل الله دينه على يدي نبيه(ص) ولم يحوجه هو و لا أمته من بعده إلى عقل و لا إلى نقل و لا إلى رأي سوى ما جاء به فقال سبحانه و تعالى: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً) . 2 و أنكر على من لم يكتف بالوحي المبين و لجأ إلى شبهات العقول و ترهاتها فقال: (أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ الْكِتٰابَ يُتْلىٰ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرىٰ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) . 3
فما جاء به رسول الله(ص) من امور الدين كامل كاف لا يحتاج إلى مزيد تقذف به عقول ناقصة و لا آراء واهمة كما انّه ليس فيه نقصان و لا تقصير لانّه لا يجوز ان يخلو كتاب الله و سنة رسوله من مهمات الدين فما خلى عنهما فليس من مهام الدين بل ذلك زيادة في الدين محرمة... . 4
خداوند دينش را به دست پيامبرش، كامل كرد و هرگز، پيامبر(ص) و امت بعد از او را به عقل يا نقل يا رأيى غير از آنچه پيامبر(ص) آورده، محتاج نكرده است. خداوند سبحان و متعال فرمود: «امروز، دين شما را برايتان كامل كردم و نعمت