125تدليس مىكرده و اين عمل را نيز مباح مىدانسته است و اين به عدالت او، ضرر مىرساند». فيروزآبادى و زبيدى هم او را محدثى ضعيف، دانستهاند.
نقد متن حديث
متن حديث نيز داراى مشكلاتى است كه به آن اشاره مىكنيم:
- در اين حديث، به پيروى از سنت رسول خدا(ص) و سنت خلفا، امر شده است. آيا مىتوان سنت خلفا را با سنت پيامبر(ص)، يكى دانست؟!
- در اين حديث، سنت خلفا عطف بر سنت رسول خدا(ص) شده است و ظاهر عطف، مغايرت بين دو سنت را مىرساند. حال چه معنايى بر اين مغايرت و جدايى است؟!
- به پيروى از سنت خلفا، بهطور مطلق، امر شده است كه اين، دلالت بر عصمت آنان دارد؛ درحالىكه كسى ادعاى عصمت آنان را نداشته است.
- اين حديث، بر فرض صحت سند، با مبانى شيعه اماميه در اصول دين و فقه، منطبق است؛ زيرا در اين حديث، به پيروى از سنت خلفاى بعد از پيامبر(ص) امر شده و سنت آنان، همانند سنت پيامبر(ص) دانسته شده است. از طرفى مىدانيم كه احاديث، همانند قرآن، مىتوانند يكديگر را تفسير كنند. ازاينرو با مراجعه به حديث ثقلين، حديث دوازده خليفه، حديث سقيفه و ديگر احاديث، پى مىبريم مقصود پيامبر(ص) از خلفاى راشد هدايت شده كه سنتشان بر ديگران حجت است، همان دوازده امام معصوم(عليهم السلام) از ذريه پيامبر(ص) است.
مصطلح السلفية، حقيقته وارتباطه بالاسلام الصحيح
(دكتر عبدالسلام بن سالم السحيمى)
مؤلف در تطبيق «سلف» بر صحابه و تابعان و تابعانِ تابعان، به حديث «عمران بن حصين» تمسك كرده است كه پيامبر(ص) فرمود: «خير القرون قرني ثم الذين