94گفته است، كتاب فضايل را برداشت و شروع به [نقل] فضايل خلفاى راشدين نمود و به تصحيح حديث غدير خم پرداخت و براى تصحيح آن احتجاج نمود و حنابله از حزب ابوبكر بن ابىداوود جمع شدند و بر ابنجرير حمله بردند و به او آزار رساندند و او را خانهنشين كردند. پناه بر خدا از هواى نفس.
ابناثير درباره طبرى مىگويد:
انّ بعض الحنابلة تعصّبوا ووقعوا فيه، وتبعهم غيرهم، فمنعوا من دفنه نهاراً، ودفن ليلا بداره. 1
همانا برخى از حنابله تعصب به خرج دادند و متعرض او شدند و ديگران از آنان پيروى نمودند، و او را از دفن در روز منع كردند. بنابراين او را شبانه در خانهاش دفن نمودند.
و نيز درباره حوادث سال 469 ه .ق مىنويسد:
في هذه السنة ورد بغداد أبونصر بنالأستاذ أبيالقاسم القشيري حاجّاً، وجلس في المدرسة النظامية يعظ الناس، وفي رباط شيخ الشيوخ، وجرى له مع الحنابلة فتن؛ لانّه تكلّم على مذهب الأشعري، ونصره وكثر اتباعه والمتعصبون له، وقصد خصومه من الحنابلة ومن تبعهم، سوق المدرسة النظامية، وقتلوا جماعة. 2
در اين سال ابونصر بناستاد، ابوالقاسم قشيرى درحالىكه حاجى شده بود، وارد بغداد شد و در مدرسه نظاميه و كاروانسراى شيخ الشيوخ شروع به موعظه مردم كرد و با حنابله درگير شد؛ زيرا او بر مذهب اشعرى سخن مىگفت، و او را يارى مىنمود و پيروانش و متعصبان به او زياد شدند، و [در مقابل] دشمنان او از حنابله و پيروانشان در بازار مدرسه نظاميه قصد او را كردند و جماعتى را به قتل رساندند.