69
نقد
اولاً اين قتل و ترور از ناحيه رسول خدا(ص) يا به امر او نبوده است؛
ثانياً اين عمل پس از نقض عهد و پيمان از ناحيه يهود انجام گرفته است؛ زيرا همانگونه كه گفته شد، مسلمانان و يهود پيمان بسته بودند كه هيچگونه تعرضى به يكديگر نداشته باشند.
ز) قصه عصماء دختر مروان
برخى مورخان مىگويند:
چون ابوعفك كشته شد، «عصماء دختر مروان» از اين امر ناراحت شد و شروع به عيبگويى عليه اسلام و مسلمانان كرد و انصار را به جهت پيروى از رسول خدا(ص) توبيخ نمود و رسول خدا(ص) را با شعر هجو و مسخره كرد و مردم را ضد آن حضرت تحريك نمود و اين كار تا بعد از جنگ بدر ادامه داشت.
«عمير بنعوف» كه چشمانش كمسو بود، او را با جستوجو توسط دوستانش پيدا كرد و بعد از جداكردن بچه شيرخوارش كه مشغول خوردن شير از پستان او بود، با فروبردن شمشير در سينهاش او را به قتل رسانيد... 1.
نقد:
از جهاتى مىتوان در اين قصه ترديد و مناقشه كرد:
اولاً اين عمل به دستور رسول خدا(ص) نبوده است؛
ثانياً عمير بنعوف كه چشمانش كمسو بود چگونه اين عمل ظريف و دقيق را آن هم در شب تاريك انجام داده، بهطورى كه اصلاً عصماء نفهميده است.
ثالثاً بيشتر مورخان اين قصه را نقل نكردهاند.