63گريه مردم بر كشتهشدگان خود، بر «كعب الأشرف» گران تمام شد؛ بنابراين با شعر پيامبر(ص) و اصحابش را مسخره كرد. او زنان مسلمان و حتى همسران پيامبر(ص) را با شعر هجو و توهين مىكرد و اينگونه آنان را اذيت و آزار مىنمود. 1
سپس به سوى مكه رفت و مردم آنجا را بر ضد رسول خدا(ص) تحريك كرد و از آنجا خارج نشد تا اينكه آنان را بر جنگ با رسول خدا(ص) متفقالقول كرد و حتى در جواب ابوسفيان كه از او پرسيده بود: دين ما بهتر است يا دين محمد و اصحاب او؟ او دين مشركان را ترجيح داد. 2
چون كعب الأشرف به مدينه بازگشت، رسول خدا(ص) سخنى فرمود كه برخى صحابه؛ مانند «محمد بنمسلمه» لزوم كشتن او را فهميدند؛ بنابراين او با «ابونائله» كه برادر رضاعى كعب الأشرف بود، با طراحى خاصى كعب را به قتل رساندند.
نقد
اولاً قتل او ترور به حساب نمىآيد؛ زيرا پيامبر(ص) آن را علنى اعلام كرده بود، درحالىكه در ترور عنصر پنهانكارى نهفته است؛
ثانياً همانگونه كه اشاره شد، كعب دائماً در صدد توطئه ضد اسلام و مسلمانان و پيامبر(ص) بود و درحقيقت در حال جنگ با مسلمانان بود.
ب) قصه مقتل ابورافع يهودى
در سال سوم يا چهارم و بنابر نقلى، پس از واقعه احد، پنج يا هشت نفر كه در ميان آنها «عبدالله بنعتيك» نيز وجود داشت، شبانه در خيبر، ابورافع بنحقيق را كه از يهود بود، به قتل رساندند.