51ابوالعباس از فضل بقباق خواست تا براى حريز بنعبدالله سجستانى از امام صادق(ع) اذن بگيرد تا بر حضرتش وارد شود، حضرت به او اذن ورود نداد. دوباره خواست تا از حضرت براى او اذن بگيرد، ولى به او اذن نداد. فضل بقباق به حضرت عرض كرد: چه چيزى است براى كسى كه به درجه عقوبت غلامش برسد؟ حضرت فرمود: اين قدر و اندازه گناهش مىباشد. فضل عرض كرد: به خدا سوگند! شما بيش از آن كارى كه حريز انجام داده است، او را عقوبت كرديد. حضرت فرمود:
«ويحك انّى فعلت ذلك؟ انّ حريزا جرّد السيف» 1؛ «واى بر تو، من اينچنين كردهام؟ همانا حريز كسى است كه شمشير كشيده است».
«نجاشى» در شرح حال «حريز بنعبدالله سجستانى» مىگويد:
او از اهالى كوفه بود كه به سجستان براى تجارت بسيار سفر مىكرد. لذا به سجستانى معروف شد... . او از جمله كسانى بود كه در سجستان شمشير كشيد و خوارج را به قتل رساند و اين كار در زمان حيات ابىعبدالله (امام صادق(ع)) بود و روايت شده، كه حضرت به او بىاعتنايى كرده است و او را از خودش دور كرد.
خوارج كسانى بودند كه استحقاق قتل را داشتند؛ بنابراين حضرت على(ع) تعداد بسيارى از آنها را كشت. ولى از آنجا كه حريز آنها را ترور مىكرد، حضرت به جهت تأديب، او را به نزد خود راه نداد و چون حريز اين حركت را از امام ديد، از كرده خود پشيمان شد.
4. تاريخ
«ابن ابىالحديد» مىگويد:
لمّا قبض رسول الله(ص) واشتغل علي(ع) بغسله ودفنه وبويع ابوبكر جاء الزبير وابوسفيان وجماعة من المهاجرين لعباس وعلي واجالة الرأي وتكتموا بكلام يقتضي