28كرد». آن شخص گفت: تو را خواهم كشت. سعد گفت: «گرچه مرا به قتل رسانى». او گفت: آيا از آنچه امت در آن وارد شده، خارج مىشوى؟ سعد گفت: «از بيعت آرى، من خارج مىشوم». در آن هنگام بود كه آن شخص تيرى به سعد زد و او را به قتل رسانيد. 1
اين نخستين ترورى بود كه در اسلام اتفاق افتاد.
2. ترور امير مؤمنان(ع)
«طبرى» نقل مىكند:
عبدالرحمن بنملجم و براك بنعبدالله و عمرو بنبكر تميمى در مكانى اجتماع كرده و شروع به عيبگرفتن از واليان نمودند و نيز اهل نهروان را يارى كرده، و بر آنان ترحم نمودند و گفتند: بعد از آنان با زندگى چه كنيم؟ آنان برادران ما بودند كه مردم را به پرستش دين خود دعوت مىكردند، و در راه خدا از سرزنش هيچكس ترسى نداشتند و اگر جان خود را فدا كرده، به سراغ رهبران گمراهى برويم و بتوانيم آنان را به قتل رسانيم، شهرها را از وجود آنان راحت كرده، و انتقام خون برادران خود را از اين راه گرفتهايم. ابنملجم گفت: «كشتن على بنابىطالب[(ع)] بر عهده من». او از اهالى مصر بود و از آنجا به سراغ مردى از قبيله اشجع به نام شبيب بنبجره آمد و به او گفت: «آيا شرف دنيا و آخرت را مىخواهى»؟ گفت: آن چيست؟ گفت: «كشتن على بنابىطالب[(ع)]»! گفت: مادرت به عزايت بنشيند! خبر ناپسندى برايم آوردى، چگونه مىتوانى على بنابىطالب[(ع)] را به قتل برسانى؟ گفت: «در مسجد در كمين او قرار مىگيرم و چون براى نماز صبح وارد شد، راه را بر او گرفته، و او را به قتل مىرسانيم و اگر از اين صحنه نجات يافتيم كه خشنود شده، و انتقام خود را از او گرفتهايم و اگر كشته شديم، پاداشى كه نزد خدا داريم از دنيا و آنچه در آن است