29بهتر مىباشد». شبيب گفت: واى بر تو! اگر غير على[(ع)] بود بر من آسانتر مىبود؛ زيرا تو ابتلائات او در اسلام و نيز سابقه او را با پيامبر(ص) مىدانى و خود را نمىبينم كه دست به چنين كارى زنم ابنملجم گفت: «آيا نمىدانى كه او اهل نهروان را كه بندگان صالح بودند به قتل رسانيد»؟ شبيب گفت: آرى. ابنملجم گفت: «پس ما او را در مقابل كشتن برادران خود به قتل مىرسانيم». لذا شبيب خواسته او را اجابت نمود و هر دو در شب جمعهاى كه صبحگاه آن على[(ع)] به قتل رسيد، حركت كرده و مقابل درى كه حضرت از آن خارج مىشد، نشستند و چون حضرت از آن خارج شد، شبيب شمشير خود را به قصد او فرود آورد، ولى شمشيرش به چوبه در يا طاق گير كرد و ابنملجم پشت سر آن شمشيرش را بر فرق حضرت فرود آورد و او را در سحرگاه روز جمعه به قتل رسانيد... . 1
3. ترورهاى اسماعيليان
برخى از گروههاى اسماعيلى كه حركت باطنى داشتند و بيشتر افكار آنان براساس عقايدى باطنى بود، ارهاب و سياست قلع و قمع و ترور را وسيلهاى مجاز براى رسيدن به اهداف خود مىدانستند كه از آن جمله گروه قلعه الموت به رهبرى «حسن بنصباح» بود. آنان فرقهاى از اسماعيليه معروف به نزاريه بودند و حسن بنصباح گروهى فدايى و آموزشديده داشت كه به اجراى دستوراتش بسيار پايبند بودند. او با استفاده از ارهاب، شخصيتهاى بسيارى را ترور كرد.
4. تروريستهاى وهابى
متن توقيع علماى وهابى مكه كه در آن همه مسلمانان را پيش از وهابيت، مشرك، كافر و مهدور الدم دانستهاند چنين است: