199
13. محدوديت آزادى قلم و بيان
آزادى قلم و بيان محدوديتى دارد و نمىتوان آن را مطلق فرض كرد.
«لرد شاكراس» مىگويد: «شكى نيست كه آزادى مطلق منشأ هرج و مرج محض است و آزادى در يك امر اجتماعى تا بدان حد قابل تحمّل است كه موجب سلب يا تهديد آزادى نشود». 1
«جان استوارت ميل» متفكر و نظريهپرداز مكتب ليبراليسم در اين باره مىگويد:
... در ميدان عمل، آزادى فرد را حق مساوى فرد ديگر بر آزادى، محدود مىكند... . عمل ما در كارهايى كه صرفاً به خود ما مربوط است، نامحدود است و از اين قبيل است آزادى در ذوق و سليقه و اعتقادات از هر قبيل كه باشد و اعمالى كه نتيجه آن صرفاً به خود ما بازمىگردد؛ اما وقتى به اعمالى مىرسيم كه نتيجه آن به ديگران سرايت مىكند، آزادى ما محدود مىشود. ما آزاد نيستيم تا كارهايى را انجام دهيم كه موجب زيان و آسيبديدن ديگران شود و اگر چنين آسيب و زيانى به ديگران برسانيم، اجتماع حق مداخله و تنبيه و كيفردادن ما را خواهد داشت. 2
او در جاى ديگر مىگويد: «حد آزادى آن است كه مخل آزادى ديگران نشود». 3
14. فلسفه آزادى
براى تبيين صحيح آزادى و جايگاه آن در نظام سياسى و حقوقى و نيز حدود آن، ابتدا بايد مبنا و فلسفه آن معلوم شود. در اين باره ديدگاههاى مختلفى وجود دارد:
الف) برخى ارزش آزادى اجتماعى را امرى محرز و بىنياز از استدلال، و به عبارتى