196دوم: پشتيبانان اين كار زشت همگى از غيرمسلمانان بودند، ولى نويسنده آن كسى است كه مىگويد: من مسلمانم و از كشورهاى اسلامى به آن ديار هجرت كرده است؛ لذا حكم اسلام را بايد بر او كه ادعاى اسلام دارد، جارى نمود؛
سوم: براساس قاعده عقلايى «الميسور لا يسقط بالمعسور»، اگر كارى در حد گسترده دشوار است، نبايد دست از اصل آن برداشت و در حد ممكن عمل نكرد؛ بايد با غرب نيز درباره تأليف كتاب آيات شيطانى چنين عمل كرد؛ يعنى اگر مقابله فيزيكى با دولت انگلستان و درحقيقت غرب و آمريكا درباره اين موضوع ممكن نيست، بايد با شدت با مسلمانانى كه بازيچه دست آنها شدهاند، و دين و مقدسات آن را به استهزا گرفتهاند، سرسختانه مبارزه نمود؛
چهارم: چگونه حكم اعدام سلمان رشدى با تعاليم اسلامى ضديت دارد، درحالىكه اجماع مسلمين و اتفاق علماى اسلام اعم از شيعه و سنى بر اين است كه حكم چنين شخصى اعدام است؛ همانگونه كه در جاى خود به آن اشاره كرديم؛
پنجم: چون سلمان رشدى ادعاى اسلام كرده است و خود را مسلمانزاده مىداند، حكم او بهطور مطلق اعدام است و عفو در مورد او معنا ندارد، بهخصوص كه او بهصراحت از عملكرد خود دفاع كرده است و هرگز گفتههايش در كتاب را انكار نمىكند.
11. حكم دشنامدهنده به پيامبر(ص) از منظر عقل
با چند مقدمه مىتوان حكم عقل را درباره دشنامدهنده به پيامبر(ص) دريافت:
1. عقل، ضرورت مجازات را براى متخلف درك مىكند و عقلا نيز بر آن اعتماد دارند؛
2. عقل، تناسب ميان جرم و مجازات را امرى ضرورى مىداند و عقلا نيز اين موضوع را ناشى از عدالت در تشريع و قانونگذارى مىدانند؛