195رشدى در كتاب خود آورده است، متنفر و غضبناك شوند، كه آن خروج از دين و تعدّى بر شعور مسلمانان است؛ زيرا زندگانى پيامبر(ص) با محكمترين سندها نوشته شده، و درباره آن بحث و كنكاش و محكمكارى شده است و اين بدان معناست كه سلمان رشدى چيزى از اسلام نمىداند و او كسى نيست كه قابل بحث در اين باره باشد. ولى در عين حال همانگونه كه مشايخ اسلام گفتهاند، بايد براى سلمان رشدى محاكمهاى عادلانه، مطابق شريعت اسلامى، باشد تا بتواند از خودش دفاع نمايد و بايد براى او دليل قطعى اقامه نمود كه او كارى كرده، كه بهطور قطع از اسلام خارج شده است و او حق دارد كه توبه و بازگشت نمايد و از اهانتى كه به اسلام و رسول(ص) كرده است، عذرخواهى كند... و چون چنين كرد، گرچه بعد از صدور حكم به ارتداد او باشد، حكم به عقوبت شرعى كشتن بر او نمىشود. اسلام آنگونه كه گفتيم به محاكمه عادلانه حكم مىكند و به متهم حق دفاع از خود را مىدهد و نيز در اثناى محاكمه به متهم حق توبه را داده است، بلكه علما وظيفه دارند تا اشتباه او را كشف كرده و شبهات او را كه منجر به گمراهى او شده زايل نمايند و دستكم سه روز به او فرصت توبه دهند، به اين معنا كه خون سلمان رشدى را بدون محاكمه عادلانه به هدر ندهند، آنگونه كه آيتاللههاى تهران چنين كردند.
اين آن چيزى است كه دين اسلامى كه سلمان رشدى به آن اهانت كرده است، مىگويد...؛ پس شريعت اسلام محاكمه عادلانه را واجب مىكند، به اين معنا كه آيتاللهها به اسلام اهانت كردهاند؛ چه بسا از راهى كه نمىدانند... .
پاسخ
نخست: چون دولت ايران مىدانست دولت انگلستان از اين كتاب و نويسنده آن پشتيبانى مىكند، بنابراين ارتباط محدودى را كه با آنها داشت، قطع كرد و بهشدت از راههاى متداول قانونى اعتراض خود را به دولتمردان انگلستان اعلام كرد؛