156و اما اينكه چگونه بين اين دو حركت، يعنى حركت صليبى و حركت مغولان ارتباط برقرار شد، امرى است كه دكتر «جوزف نسيم يوسف» آن را كشف كرده است و مىگويد:
خطر مغولان مشهود بود و قارۀ اروپا را تهديد مىكرد و واضح بود كه چنگيزخان پس از فتوحات غربى خود، قصد دارد راهى براى ورود به اروپا باز كند و فقط به فكر فرصت مناسب است. لذا از مدتها پيش در صدد ايجاد آشوب در برخى كشورهاى اروپا بوده است و بدين جهت پاپ «گريگورى نهم» در سال 1227 م اميران جهان مسيحيت را دعوت مىكند تا حملهاى صليبى بر ضد تاتار نمايند و از عملىشدن نقشه او در حمله به كشورهاى او جلوگيرى شود. ولى اميران مسيحى اين حمله را بىباكى دانستند و پيشنهاد دادند كه تنها راه نجات از شر آنان ارتباط و تفاهم است. لذا اين دو گروه با يكديگر توافق كردند تا در گرفتن سرزمينهاى اسلامى با يكديگر تشريك مساعى كنند و يكديگر را يارى دهند. 1
بدين جهت پاپ «اينوسنت چهارم» چند گروه را به سوى چنگيز خان فرستاد و به دنبال او «لويى نهم» دو گروه را به سوى او فرستاد تا اين سياست را محقق سازند. 2 تنها عامل محكمكردن جوّ حاكم بين چنگيزخان و رهبران گروههاى تبشيرى، و آزادگذاشتن آنان براى تبليغ مسيحيت در مناطق مختلف، همسر چنگيز به نام «سرقويتى بيكى» است كه «گريگوريوس» مورخ مسيحى درباره او مىگويد: «او زنى مؤمن به دين نصرانيت و بسيار زيبا بود و چون شوهرش وفات يافت به تربيت اولادش پرداخت». 3
هلاكوخان در چنين خانوادهاى بزرگ شد؛ يعنى جدى كه در صدد كتمان عقيده خود، و به فكر سيطره پيداكردن بر تمام عالم، از هر راه ممكن، بود و مادرى با ذكاوت