157و متدين به دينى كه قصدش تسخير دلهاى رهبران مغول به مسيحيت بوده است و در اين راستا دست به هر كارى مىزند.
مورخ «رشيد الدين فضل الله» درباره او مىنويسد:
كانت نصرانية بمنزلة كبيرة كما كانت قوية الشخصية تعمل دائماً على مؤازرة المسيحيين، وفي عهدها قوي حال تلك الطائفة، وكان هولاكو يرعاهم ويعزمهم ارضاءً لها، وقد بلغ بهم الأمر انّهم كانوا يقيمون الكنائس في جميع الممالك. 1
او زنى مسيحى بود كه جايگاهى بزرگ داشت، همانگونه كه شخصيتى قوى داشت كه دائماً در صدد پشتيبانى از مسيحيان بود و در عصر او وضعيت اين طايفه قوت گرفت و هلاكو آنان را مراعات كرد و به جهت راضىكردن آنان در صدد عزت بخشيدن به آنان بود و كار مسيحيان به جايى رسيد كه در تمام ممالك كنيسهها برپا كردند.
ح) اتهام بىمورد به شيعه
دكتر شيبى مىنويسد:
أما قصة فتح بغداد فإنها وإن كانت نتيجة طبيعية لزحف التتار وقضائهم على الإِمارات ابتداء من تركستان إلى العراق ألقى التعصب المعهود بين أهل السنة والشيعة وزره على الشيعة. 2
گرچه داستان فتح بغداد نتيجه طبيعى خيزش مغول و برانداختن همه حكومتها از تركستان تا عراق بود، به دليل عناد ديرين سنى و شيعه، گناهش به گردن شيعه افتاد.
ط) كشتهشدن شيعيان در حمله مغولان
در حمله مغولان به كشورهاى اسلامى نه تنها اهل سنت كشته شدند، بلكه شيعيان نيز كشته شدند و خانهها و شهرهايشان تخريب شد. يكچهارم مردم بغداد شيعه بودند