128
و) مستفاد از لازمه كلام علما
مؤلف مقاله، عبارات برخى فقها را درباره كراهت حمل سرهاى مشركان از شهرى به شهر ديگر آورده، و ضمناً از آنها استفاده كرده، كه سر بريدن كافران جايز است. او مىگويد:
فتأمل أقوال العلماء واعلم آنها في (نقل) رأس الكافر، فهل ينقل رأس الكافر دون قطعه؟! فهذا دليل واضح على مشروعية نحر الكفار، وعدم إنكار العلماء يؤكد ذلك لأنه لو كان منكرا لوجب عليهم الإنكار فلا يجوز تأخير البيان عن وقت الحاجة. 1
پس تأمل كن در اقوال علما و بدان كه اين اقوال درباره نقل سر كافر است و آيا سر كافر بدون قطع كردن آن نقل مىشود؟ و اين دليلى است واضح بر مشروعيت سر بريدن كافر، و عدم انكار علما آن را، تأييد مىكند؛ زيرا اگر اين كار منكر بود، بايد آن را انكار مىكردند؛ زيرا تأخير بيان از وقت حاجت جايز نيست... .
نقد
موضوع كلام فقهاى اهل سنت، نقل سر كافرى است كه در جنگ به واسطه زدن گردنش كشته شده است و ربطى به سربريدن كافر و استحباب آن ندارد.
2. كشتن اسير
در كتاب «حلف الارهاب، تنظيم القاعدة من عبدالله عزام إلى ايمن الظواهرى»، نوشته «عبدالرحيم على»، مقالهاى از «شيخ يوسف عيبرى» با نام «هداية الحيارى فى جواز قتل الأسارى» آورده شده است كه وى در آن به جواز كشتن اسيران جنگى اشاره، و بر آن استدلال، و قول مخالف را رد كرده است.
او ابتدا پنج قول از علما و مفسران در اين باره بيان كرده است: