121واقدى مىگويد:
انّ الأسرى قالوا: لو بعثنا لأبيبكر، فانّه أوصل قريش لأرحامنا، ولا نعلم احدا آثر عند محمّد منه. فبعثوا اليه فجاءهم فكلّموه، فوعدهم ان لايألوهم خيرا، ثم ذهب إلى النبي(ص) فجعل يفثؤه ويلينه وعاوده بالأمر ثلاث مرّات، كلّ ذلك والنبيّ(ص) لا يجيب. 1
اسيران بدر گفتند: ما را به نزد ابوبكر ببريد؛ زيرا او به قريش مهربانتر است و ما كسى ايثارگرتر از او نزد محمد نمىدانيم آنها را نزد ابوبكر آوردند. او وعده داد كه از هيچ كوششى كوتاهى نكند. ابوبكر خدمت پيامبر(ص) رسيد و حضرت را به مسالمت با اسيران دعوت كرد. سه بار اين كار را تكرار كرد و در هر سه بار پيامبر(ص) جواب او را نداد.
با اين تفصيل آيا مىتوان گفت كه خطاب و عتاب آيه شخص پيامبر(ص) است؟
ثانياً اين آيه فقط به ريختن خون كفار اشاره مىكند و بر سربريدن آنان كه بسيار مشمئز كننده است، دلالتى ندارد.
آيه پنجم
خداوند متعال مىفرمايد:
(وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّٰهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ) (آل عمران:152)
خداوند، وعده خود را به شما، [درباره پيروزى بر دشمن در احد]، تحقق بخشيد؛ در آن هنگام [كه در آغاز جنگ]، دشمنان را به فرمان او، به قتل مىرسانديد.
مؤلف مقاله، (تَحُسُّونَهُمْ) را از حس، به معناى قتل گرفته است. 2
نقد
اين آيه به سركوبشدن كفار به دست مسلمانان اشاره مىكند و بر چگونگى مقابله يا كشتن آنها دلالت نمىكند.