120
(مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّٰى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيٰا وَ اللّٰهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللّٰهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) (انفال:67)
هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى [از دشمن] بگيرد تا كاملاً بر آنها پيروز شود [و جاى پاى خود را در زمين محكم كند]! شما متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد [و مايليد اسيران بيشترى بگيريد و در برابر گرفتن فديه، آنها را آزاد كنيد]؛ ولى خداوند، سراى ديگر را [براى شما] مىخواهد و خداوند قادر و حكيم است.
مؤلف مقاله پس از بيان اين آيه، از «تفسير سعدى» چنين نقل مىكند:
هذه الآية معاتبة من الله لرسوله والمؤمنين يوم بدر إذ اسروا المشركين وأبقوهم لأجل الفداء. 1
اين آيه عتابى است از جانب خدا به رسولش و مؤمنان در روز جنگ بدر كه مشركان را اسير گرفتند و براى گرفتن فديه آنان را رها كردند...
نقد
اولاً در اين آيه بنا بر تفسير صحيح، مخاطب رسول خدا(ص) و مؤمنان نيستند، بلكه برخى از صحابهاند كه چنين پيشنهادى را به رسول خدا(ص) داده بودند.
اين آيه خطاب به پيامبر(ص) نيست، و شاهدش اين است كه در برخى نصوص آمده، جبرئيل بر حضرت در روز بدر نازل شد و عرض كرد: «خداوند از آنچه قوم تو در گرفتن فديه از اسيران بدر انجام دادند، ناخرسند است... ». 2 پيامبر(ص) موضوع را با اصحابش در ميان گذاشت. آنان گفتند: «اى رسول خدا! اينان عشاير و برادران مايند. ما از آنان فديه مىگيريم و با آن بر دشمنان خود تقويت مىجوييم...». برخى تصريح كردهاند كه پيامبر(ص) به كشتن آنها مايل بود. 3