78واژه نيست! و چنانكه ياد كردم، در ترجمۀ لغت «زيارت» از مفهوم اصطلاحى آن گرتهبردارى و گلچين شده است! در صورتى كه در بازشناسى واژگانى و مفهومى يك كلمه، اگر بناست از مفهوم اصطلاحى آن ياد شود، بايسته و شايسته اين است كه مفهوم اصطلاحى، مجزا از معناى حقيقى كلمه، مطرح شود. از اين رو، من نيز در نگاشتة پيش رو، بر آنم تا اين روال را رعايت كنم.
مفهوم اصطلاحى
مفهوم اصطلاحى معمولاً در ساحت علمى يا دينى و مذهبى و يا در باور و فرهنگ عرفى، با سبقۀ ذهنى خاص مطرح مىشود و فراتر از معناى حقيقى كلمه، و البته در محدودۀ برگزيده، مقصود ويژهاى را دنبال مىكند. مفهوم اصطلاحى، در نگاه درون دينى، ناظر به يك حقيقت شرعى است و خواست آيينگزار در آن دخالت دارد.
چنانكه در خصوص زيارت چنين است. زيارت يك اصطلاح دينى است و مفهوم آن، همواره بار دينى و مذهبى داشته و با قصد آيينگزار همراه بوده است؛ مثلاً «زاير بيت اللّٰه، مسلمانى است كه بنابر بر وجوب دينى، يا از روى استحباب، به زيارت خانۀ خدا مىرود و حاجى مىشود... غالب مسلمانان به زيارت قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و قبور ائمه عليهم السلام نيز مىروند و با خواندن زيارتنامه، اداى احترام مىكنند». 1
اكنون به چند تعريف اصطلاحى اشاره مىگردد:
1. «زيارت، برقرار كردن ارتباط روحى و به وجود آوردن پيوند قلبى است». 2
2. «زيارت در عرف شيعه، حضور در يكى از مشاهد مقدس است». 3
3. «زيارت نزد شيعه، حضورى روحى است. و روحانيت بزرگتر از آن مزور است و نفسيت ممتاز و صفات قدسى او بر نفس زاير، افاضه مىشود و او از آن بهره مىجويد تا بعد از اضطراب به اطمينان و پس از شقاوت به سعادت و بعد از نا اميدى