77متنوّع ياد شدند كه من براى راحتتر شدن دقّت و قضاوت خوانندگان، به گونۀ كوتاه از آنها ياد مىكنم:
1. ديدن رو در رو (حضورى)؛ مانند زيارت اوليا و مكانهاى مقدس؛ به سبب انس و الفت به آن يا براى انس گرفتن با او؛
2. آمدن با هدف ديدار و رسيدن به هم؛
3. ديدار غيرمجاور و غيرمقيمى است كه به ديدن مكان مقدس دينى آمده باشد؛
4. ديدار احترامآميز از شىء، مكان يا شخصى كه داراى ارزش و اهميت است؛
5 . ديدار از شخص بزرگ يا مشاهد متبركه؛
6. حج و مسافرت به مشاهد متبرك با هدف كسب فيض از قبر امامان معصوم عليهم السلام يا شخصيتهاى بزرگ دينى و يا به منظور كسب ثواب و تبرّك؛
7. رفتن به مشاهد متبرك و بقعهها، همراه با خواندن دعا «به عنوان تشرف باطنى براى شخص مزور».
چنانكه ياد شد، در جست و جو و بازكاوى حقيقت معناى واژگانى، اين معانى به مفهوم اصطلاحى آن، نزديكتر است تا معناى دقيق كلمه.
معناى لغوى، همواره به حقيقت معنايى كه از ساختار و بافتار شكلى و مادهاى كلمه بر مىآيد بدون پيش فرض و پيش زمينۀ ذهنى و علمى و اعتقادى مىپردازد و جز ارائۀ معناى حقيقى كلمه، هدفى را دنبال نمىكند و على القاعده، فروتر از مفهوم اصطلاحى است و بيرون از علم و اعتقاد دينى و مذهبى و يا باور و فرهنگ عرفى، تنها به حقيقت لغوى كلمه اشاره دارد.
در بازشناسى معناها و مفاهيم سره از ناسره، اين خردهگيرى رواست كه: شمارى از دانشوران علم لغت، در ترجمۀ دستهاى از لغات، گاه معانى لغوى و مفاهيم اصطلاحى آن را خلط كرده، معناهايى را براى يك واژه، باز مىنويسند كه از مفهوم و يا مفاهيم اصطلاحى آن، گرتهبردارى و گزينش شده است و دقيقاً معناى حقيقى آن