79به اميدوارى و پس از رويكردن به روشنى برسد». 1
4. «زيارت به كسرِ زاء به معنى قصد و ملاقات، و قصد مزور به جهت گرامى داشت و ارجمندى و انس با اوست. در حديث آمده است: يكديگر را زيارت و ملاقات و امر ما را ياد و احيا كنيد. و باز در حديث آمده است: هر كس چنان كند، همانا خدا را در عرشش زيارت كرده است. شيخ صدوق گويد: زيارت خداى تعالى، زيارت پيامبران و حجتهاى اوست؛ هركس آنان را زيارت كند همانا خداى عزّوجلّ را زيارت كرده است، چنانكه هر كس آنان را پيروى كند، همانا خدا را پيروى كرده و هر كس آنان را نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است». 2
زيارت در عرف، به ديدار كسى به جهت تكريم و تعظيم يا انسگيرى رفتن. حج خانۀ خدا را زيارت بيت گويند.
چنانكه به كنار قبور معصومين به قصد تعظيم و توسّل و دعا رفتن زيارت آن بزرگواران، و به كنار قبر مردگان جهت استرحام نيز زيارت آنها گويند. 3
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«إِذَا بَعُدَتْ بِأَحَدِكُمُ الشُّقَّةُ وَ نَأَتْ بِهِ الدَّارُ فَلْيَعْلُ أَعْلَى مَنْزِلٍ لَهُ فَيُصَلِّى رَكْعَتَيْنِ وَ لْيُومِ بِالسَّلَامِ إِلَى قُبُورِنَا فَإِنَّ ذَلِكَ يَصِيرُ إِلَيْنَا»؛ 4 هر گاه منزل و وطن يكى از شما به ما دور بود بالاترين مكان منزل را انتخاب كند و در آنجا دو ركعت نماز خوانده و با اشاره به قبور ما سلام دهد، سلام وى حتماً به ما خواهد رسيد. 5
5. برخى از واژهشناسان نيز، بر اين باورند كه زيارت در اصطلاح دينى، تمايلى است همراه با حركت حسى (دور يا نزديك) و البته با شرط نيت و قصد قلبى (حركت باطنى)، و نيز انس روحى و پاسداشت و كرنش زيارت شونده. 6