470بنابراين براى درك آن بايد ابتدا به سراغ تحليل اين نمادها رفت». 1
زيارت به عنوان مجموعهاى از فرهنگ معنوى در جامعه داراى نمادها و نشانههاى اخلاقى و اجتماعى است؛ بايد اين نشانهها را در متون و مناسك زيارتى تحليل و تفسير نمود. از بعد انسانشناسى، فرايند دينى زيارت علاوه بر امر اجتماعى و قدسى، امرى است كه داراى مناسك و اعمال مىباشد. بايد در اين بعد فرد و گروه اجتماعى كه به انجام اين مناسك مىپردازند و در شرايط روحانى و دراماتيك قرار دارند؛ نشانههاى دينى، اخلاقى و اجتماعى آنها را تفسير كرد. در اين بعد از بررسى انسانشناختى، زيارت، بايد شبكههاى معنايى كه از خلال نمادها و نشانهها شكل مىگيرند و با يكديگر ارتباط برقرار مىكنند و فرآيندهايى را براى درك و محيط و جهان بيرونى براى فرد و گروه ايجاد مىكنند مطالعه كرد.
از بعد ديگر در انسان شناسى، زيارت، در قالب انديشۀ انسانشناختى هم قابل بررسى است. «اين شاخه از انسانشناسى، فرهنگ را به مثابۀ مجموعهاى از ذهنيتها، ارزشها، تصاوير و احساسها در نظر مىگيرد كه در ذهن انسان پرداخته شده و به صورت ابزارى به وسيلۀ او براى انجام دادن فعاليتهاى اجتماعىاش به كار گرفته مىشود. بنابراين در اين شاخه از انسانشناسى، هدف آن است كه محتواى شناخت انسانها از جهان بيرونى، فرايندهاى اين شناخت، رابطه شناخت، با رفتارهاى اجتماعى و ميزان اشتراك شناخت در بين انسانها در يك جامعه و در جوامع مختلف، مورد مطالعه قرار گيرند». 2
زيارت در اين بعد از فرهنگ دينى در قالب برداشتها و نگرشها مىتواند مورد مطالعه قرار گيرد؛ در واقع افرادى كه به اماكن مقدس (مكه، مدينه و...) مشرف مىشوند و مدتى براى زيارت در آنجا حضور دارند، چه تصوير و ذهنيتى از اين