375ايستادن در برابر آيينههاى فضيلتنما، «رذيلت»ها را هم خود به خود مىنماياند و قرار گرفتن در مقابل آينههاى كمال، «نقص»ها را نشان مىدهد. «زيارت»، نوعى حضور در برابر آينه است. زيارت، خود را به «ميزان» عرضه كردن است، زيارت، خود را «محك» زدن است، زيارت، خود را با «الگو» و «مدل» سنجيدن است. وقتى ما در برابر يك معصوم و امام شهيد قرار مىگيريم، و در مزار پيشوايان دين، با شناخت و بصيرت حضور مىيابيم و مىدانيم كه اينان، كمال مجسم و عينيت فضيلت، و جلوههايى از نور خدا و چشمهاى از فيض رب، و تبلورى از ايمان و خلوص و عبوديت و پاكىاند، در اين صورت، عظمت آنان، ما را متوجه نقايصمان مىكند؛ و پاكى آنان، ما را به آلودگىهايمان آشنا مىسازد؛ معنويت و روحانيت آنان، ما را به ماديت و دنياگراييمان واقف مىگرداند؛ «طاعت» آنان، معصيت ما را روشن مىنمايد؛ نورانيت آنان، تيره جانى و تاريكدلى ما را؛ صفاى آنان، غل و غش ما را؛ خدا ترسى آنان، هواپرستى ما را؛ تعالى روح و رتبۀ والايشان، تنزل مقام و پستى منزل ما را.
حضور در مزار امامان پاك،ما را آگاه مىكند كه: اگر آنان در «قله»اند، ما هنوز به «دامنه» هم نرسيدهايم؛ اگر آنان «مطهر»اند، ما هنوز در فكر طهارت هم نيستيم؛ اگر آنان «معصوم»اند، ما گرفتار معصيتم؛ اگر آنان «برگزيده خدا»يند، ما هنوز در دام ابليس و هواى نفس اسيريم؛ اگر آنان در اوج «معراج معنوى»اند، ما در «هبوط مادى» ماندهايم؛ اگر آنان «بندۀ خدا»يند، ما در بند «خود»يم.
زيارت، زمينهساز اين تقابل و تقارن و مقايسه و محاسبه است و تا اين سنجش انجام نگيرد، به كاستىهاى اخلاقى و ضعفهاى معنوى خود واقف نخواهيم شد.
اين است كه زيارت را قرار گرفتن در برابر آيينه مىدانيم. در عظمت زيارت عاشورا همين بس كه از احاديث قدسيه بوده و ظاهر خبر صفوان بن جمّال مهران آن است كه خداوند متعال، اين زيارت را به جبرئيل امين القا كرده و او به رسول اكرم صلى الله عليه و آله رسانده است.