376
مبانى فرهنگى و اجتماعى زيارت
تباهى و فساد، در ميان جوانانى كه ريشه و تبار صحيح و معلومى ندارند، بيشتر است.
فرزندان نامشروع و بى پدر و مادر، براى بزهكارى و جرم و جنايت، زمينه مساعدترى دارند. انقطاع فرهنگى يك نسل از گذشتۀ درخشان خويش، زمينهساز بردگى فكرى و استعمار فرهنگى آنان، از سوى تاراجگران فكر و انديشه و استقلال ملتهاست.
غرض اينكه: در مسايل اخلاقى و تربيتى هم، پيوند با نيكان و رابطه با صالحين و آشنايى با خانوادههاى ريشهدار و صاحب كرامت و شرف، سازنده است، به همان شكل كه گسيختگى از تبار پاكان و بريدگى از ريشههاى فرهنگى و اخلاقى، زمينهساز فساد و گناه و بى مبالاتى و عدم تعهد است.
زيارت، عاملى در جهت پيوند زدن با صالحان، يا تقويت رابطۀ معنوى با وارستگان است. ايجاد رابطه (اگر نيست) و تحكيم پيوند (اگر هست).
هر كس، در يك جامعه و امت، ريشههاى عقيدتى، فرهنگى و معنوى دارد. براى ما مسلمانان اين ريشهها همان «عترت» پيامبر است. و... زيارت، عاملى براى تحكيم اين پيوند است.
زايرى كه به ديدار يك ولى از اولياى خدا مىرود، يا بر مزار امامى از ائمه يا پيامبرى از انبيا حاضر مىشود، يا بوسه بر آستان پاك پيشواى شهيدى مىزند، و سلام مىدهد، يا به ادب و احترام، در پيش روى مرقد معصومين و صالحين و صديقين و شهدا مىايستد، به ياد گذشتۀ فرهنگى و ميراث فكرى و ريشههاى معنوى خويش مىافتد و اهل صلاح و سداد مىشود.
همچنان كه انتساب به يك پدر خوشنام و نياكان شريف، انسان را از غلتيدن در دامان بدنامى و هتاكى و هرزگى، تا حدودى نگاه مىدارد و عامل كنترل حركات و رفتار است، انتساب به دودمان پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عصمت عليهم السلام و شهيدان راه خدا نيز چنين نقشى دارد.