140همانا خداى متعال آنها را به دروغگو بودن و حتى بالاتر، به كفر توصيف كرده و براى آنها صيغه مبالغه «كفار» را بهكار برده است؛ چنانكه گفته مىشود: ضارب و «ضرّاب». بنابراين چگونه بگوييم آنها موحد به توحيد ربوبيتاند؛ درحالىكه خدا به صراحت آنها را كافر مىخواند. 1
ثانياً، آن دسته از كفارى كه خداوند، آنها را دروغگو مىخواند، به توحيد ربوبيت نيز موحد نبودهاند و اين بر فرضى است كه ما از روى جدل، تقسيم شما را بپذيريم. خداوند درباره آنها مىفرمايد: ( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ ) 2؛ «و اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ به يقين مىگويند خدا». اين اقرار آنها، نوعى دروغ و بعد از مناظره و محاجه پيامبر(ص) با آنان است؛ زيرا خداوند به پيامبر(ص) دستور مىدهد كه با آنها محاجه و مجادله كند: ( وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) 3؛ «و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن».
آنها در مقابل منطق محكم پيامبر(ص) جوابى نداشتند. ازاينرو گفتند: خالق، خداوند است. ولى دوباره با جمله ( مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ )، پرستيدن بتها را توجيه كردند. اگر آنان واقعاً به وجود خداوند معتقد بودند، خدا از آنان نمىخواست تا در