63اما ارتباط قصه زيد و زينب با اين مسئله، معلوم نيست؛ مگر آن سخنى كه «غزالى» گفته است. 1 استدلال قائلان به اين مسئله، قصه ساختگى و باطل و به تعبير سيد مرتضى، «روايت خبيثهاى» 2 مىباشد كه در برخى كتب حديث، تاريخ، سيره، فقه و تفسير، به مناسبت بيان شده است.
خصيصه چهارم: اعطاى كوثر
خداوند مىفرمايد:
(إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ) (كوثر: 1- 3)
به يقين ما به تو كوثر [و خير و بركت فراوان] عطا كرديم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن [و بدان] دشمن تو به يقين ابتر و بريدهنسل است!
كوثر، از جمله ويژگىها و امتيازاتى است كه خداوند به پيامبرش(ص) عطا كرده و او را به وسيله آن، بر ديگران فضيلت و شرافت داده و به او امر فرموده است كه به شكرانه اين فضيلت و امتياز بزرگ، نماز بخواند و نحر كند.
واژهشناسى «كوثر»
«كوثر» در لغت از ريشه «كثر» و براى مبالغه آمده است. 3 از اينرو برخى آن را به معناى كثير از هر شىء 4 و برخى ديگر، به معناى خير كثيرى مىدانند كه به پيامبر(ص) عطا شده است. 5 در مجموع مىتوان گفت كوثر براى مبالغه در كثرت و كثير است و براى نشان دادن «بسيارى و زيادى» است.