62چگونه بايد فهميد كه طبق اين ديدگاه، بر شوهر او واجب است با كمال رضايت، زنش را طلاق دهد و زندگى خانوادگىاش را متلاشى نمايد تا پيامبر(ص) با زنش ازدواج كند.
العياذ بالله، فرزندان اين زن چه تصويرى از اسلام و پيامبرش در ذهن خود درست مىكنند؟ چگونه اين شوهر مىتواند بپذيرد اين همان پيامبر رحمت(ص)، با خلق عظيم است كه خداوند در قرآن ياد كرده است؟! و نيز هزاران سؤال و ابهام ديگرى كه بر اثر اين مسئله براى انسان به وجود مىآيد. اگر شخص پيامبر(ص) را از اين تصور برداريم و شخص ديگرى را به جاى او قرار دهيم، مردم چه قضاوتى درباره او مىنمايند؟! او را چگونه توصيف مىكنند؟
بدتر از آن، اين است كه بگوييم پيامبر(ص) به زن پسرخوانده خود كه جزو اصحاب خاص او بوده، چنين نظرى داشته است كه در داستان زيد و زينب، به تحليل آن مىپردازيم. جاى تأسف است! گويا فراموش شده است كه ما درباره پيامبر اعظم(ص) چنين ديدگاهى را مطرح مىنماييم. «سيد مرتضى» در كتاب «تنزيه الانبياء» مىنويسد:
عشق انبيا به زنهايى كه براى آنها حرام بودهاند، باعث تنفر از آنها بوده است و موجب تنزل مرتبه و منزلت آنها مىگردد و هر عاقلى مىپذيرد كه عشق مرد به همسر ديگران، موجب نفرت و از جمله معايب به حساب مىآيد. 1
ايراد ديگر بر دليل دوم اين است كه اين فعل، همان حسد مذموم است و خداوند به آن راضى نيست و هيچ انسان پرهيزكار و مؤمنى دوست ندارد به آن متصف شود؛ چه رسد به سيد الانبيا. بىشك پيامبر اعظم(ص) از اين خصوصيات، پاك و مبراست.