50«هيچكس اولويت تدبير امور امت را ندارد؛ مگر اينكه «نبى» يا امام باشد». 1 برخى ديگر از مفسران نيز گفتهاند: «نبى به سبب نبوتش، اولى به مؤمنان است؛ زيرا خطا و عصيان ندارد و صلاح مؤمنان را از طريق وحى مىداند». 2
گفتنى است در تمامى اين ديدگاهها، بر عنوان «نبى» و «نبوت» تأكيد شده است.
در برخى روايات از اهلبيت(عليهم السلام) و اصحاب، بر عنوان «اب» براى «نبى» تأكيد شده است. 3 بنابراين هر پيامبرى براى امتش، از آنرو كه اصل حيات طيبه و جاودانه آنهاست، پدر معنوى است و به آنها اولويت دارد؛ همانگونه كه پدر، اصل حيات مادى انسان است.
هدف دعوت همه پيامبران، رساندن انسان به حيات ابدى و كمال است. پس محال است برخلاف مصالح انسان عمل كنند. از اينرو خداوند، آنها را اولى از خود مؤمنان به خودشان قرار داده است.
تحليل و بررسى برخى مصاديق «اولويت»
برخى از عالمان فريقين، با استناد به آيه كريمه «اولويت»، مسائلى را از مصاديق اولويت دانستهاند كه با شأن، مقام، سيره و روش اخلاقى پيامبر(ص)، سازگارى ندارد؛ به طورىكه بايد شكل طرح و ارائه آنها تغيير نمايد. از اينرو در اينجا، آن موارد را بررسى و نقد مىنماييم:
1. نگاه به اجنبيه و خلوت با او
از جمله مواردى كه برخى فقيهان، مفسران و مورخان، به ويژه اهل سنت، از مصاديق آيه «اولويت» بيان داشتهاند، آن است كه براى پيامبر(ص)، نگاه به تمامى