43بررسى مىنماييم:
يك دليل آن است كه «كافه» نمىتواند حال از «للناس» باشد؛ زيرا تقدم حال بر مجرور، ممنوع است. برخى از اين گروه معتقدند «كافه»، حال از مصدر «ارسلناك» است؛ يعنى «و ما ارسلناك الا ارساله كافة للناس»؛ «ما تو را رسالت نداديم؛ مگر رسالت جامعى براى مردم». 1 علامه طباطبايى در الميزان، اين توجيه را نمىپذيرد و معتقد است كه اين كلام، خالى از تكلف نيست و «تاء» در «كافه»، براى مبالغه است و «كافه»، حال از مفعول «ارسلناك» مىباشد و «بشيراً و نذيراً»، دو حال تبيينكننده اين صفت هستند كه معنا اينگونه مىشود: «ما تو را نفرستاديم؛ مگر مانعشونده مردم از گناه؛ در حالىكه بشير و نذيرى؛ يعنى با بشارت و انذار، مردم را از گناه و طغيان، بازمىدارى. 2
دليل ديگر بر اين معنا، مدلول آيه و ذيل آيه (وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ) است. 3
جمعبندى دو ديدگاه
در ديدگاه اول، اين آيه از خصائص پيامبر(ص) به شمار مىآيد و بر رسالت عام ايشان دلالت دارد. اما در ديدگاه دوم، آيه چنين معنايى را اراده نمىكند، بلكه بر مانع بودن نبى از گناهان و شرك مردم دلالت دارد.
به نظر مىرسد تفسير اول از آيه مباركه، به واقع نزديكتر باشد؛ زيرا اولاً: در تعريف «كافه»، بيشتر عالمان لغتشناس، آن را به «جميع و كل» معنا كردهاند و عده كمى، آن را به معناى «منع» آوردهاند كه همين مطلب بيانگر آن است كه