44متبادر به ذهن از معناى كافه، «جميع»، «كل» و «عامه» است.
ثانياً: از «فراء» نقل شده است: «الف و لام بر سر كافه نمىآيد؛ زيرا از مصادر غيرمنصرف است كه جايگزين «معاً» و «جميعاً» مىشود و تثنيه و جمع نيز ندارد و اين مذهب نحويان است». 1
از نظر طبرسى، «كَآفَّةً» در (قٰاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمٰا يُقٰاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ) 2، در هر دو مورد، «جميعاً» معنا مىدهد و «كَآفَّةً» جاى «معاً» و «جميعاً» قرار مىگيرد.
ثالثاً: آنگونه كه آلوسى مىگويد: «كافه در معناى جميع، شهرت يافته است؛ به گونهاى كه از معناى منع، قطعنظر شده است». 3
از بررسى تفاسير شيعه و سنى نيز نظر آلوسى تأييد مىگردد؛ زيرا واژه «كافة»، پنج مرتبه در چهار آيه از قرآن كريم به كار رفته است كه در تمامى موارد، به معناى جميعاً آمده است. حتى علامه طباطبايى(رحمه الله) در برخى از اين آيات، فرموده است: «كافه، كلمه تأكيد و به معناى جميعاً است». 4
گفتنى است كه اين مطلب به لحاظ ادبيات عرب نيز مشكلى ندارد؛ زيرا طبق نقل آلوسى، عدهاى از نحويان، مانند ابوعلى، ابنكيسان، ابنبرهان و رضى و ابنمالك، به ممنوع بودن تقدم حال بر مجرور باور ندارند؛ هرچند در كلام عرب استعمال هم شده است؛ چنانكه ابنمالك در الفيه مىگويد:
و سبق حالٍ ما بحرفٍ جرّ قد
ابوا و لا امْنَعُه فقد ورد 5
«مقدم شدن حال بر حرف جر را منع مىكنند. ولى من آن را منع نمىكنم؛ زيرا در زبان عرب، وارد شده است».