109مىكند و تصميم مىگيرد كه بعد از اين، مرتكب آن كارهاى خلاف نشود. در اين حال زائر، از پيشواى معصوم خود اجازه ورود مىگيرد و نگران است كه نكند به او اجازه ورود داده نشود.
هنگام زيارت نيز، به گونه واقعى، با پيشواى خود سخن مىگويد و او را در درگاه خداوند براى برآورده شدن حاجات دنيوى و اخروى خود، شفيع قرار مىدهد. ازاينرو در اذن دخول مىخوانيم:
أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ يَرَوْنَ مَقَامِي وَ يَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ يَرُدُّونَ سَلَامِي وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ. 1
و علم دارم كه فرستادهات و جانشينانت كه درود بر ايشان باد، زندهاند و نزد تو به ايشان روزى داده مىشود. جايگاهم را مىبينند و سخن مرا مىشنوند و سلام مرا پاسخ مىدهند و همانا تو مانع از شنيدن سخن ايشان توسط من شدهاى و [در عوض،] باب فهم مرا به مناجات لذتبخش با ايشان گشودهاى.
د) احساس خضوع و خشوع و رقت قلب
زائر پس از گذراندن مراحل قبل، مقابل آستان آن معصوم، احساس فروتنى مىكند و قلبش مىشكند. بىاختيار اشكش سرازير مىشود و با دلى آماده براى ملاقات با معصوم، قدم بر آستان ايشان مىگذارد.
درباره زيارت امام حسين(ع) در روايتى از امام صادق(ع) چنين آمده است: [پس از خواندن اذن دخول]
«فَإِنْ خَشَعَ قَلْبُكَ وَ دَمَعَتْ عَيْنُكَ فَهُوَ عَلَامَةُ الْإِذْنِ فَادْخُلْ»؛ 2«اگر قلبت خاشع شد و اشكت سرازير گرديد، اين علامت اذن است. پس داخل شو».