110ازاينرو مرحوم شهيد اول در اينباره مىگويد:
وَ ثانيها: الْوُقُوفُ عَلى بابِهِ وَ الدُّعاءُ وَ الاستِئذانُ بِالْمَأْثُور فَإنْ وَجَدَ خُشُوعَاً وَ رِقَّةً دَخَلَ وَ إلّا فَالأَفضَل لَهُ تَحَرّى زَمانَ الرِقَّةِ لأَنَّ الْغَرَضَ الأَهَمّ حُضُورُ القَلبِ لِيَلقَى الرَّحْمَة النّازَلَةِ مِنَ الرَّبِّ. 1
دوم: بر درِ آن حرم شريف بايستد و دعا و اذن دخول بخواند؛ آنگونه كه در روايات وارد شده است. پس اگر در خود رقّت و خشوعى يافت، داخل شود؛ وگرنه افضل آن است كه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقّت و خشوعى حاصل گردد [و در آن حال، به زيارت بيايد]؛ زيرا هدف مهمتر، حضور قلب براى دستيابى به رحمتى است كه از ناحيه پروردگار نازل مىگردد.
حاج شيخ عباس قمى(رحمه الله)، اذن دخول به حرم اهلبيت(عليهم السلام) را اينگونه توصيف مىكند:
يازدهم: بر درِ حرمِ شريف ايستادن و اذن دخول در آنجا طلبيدن به كلمات مأثوره يا به سلام كردن بر پيغمبر و ائمه(عليهم السلام)، و سعى در تحصيل رقت قلب و سوزش دل و خضوع و شكستگى خاطر نمودن با تصور و فكر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور و اينكه مىبيند ايستادن او را و مىشنود كلام او را و جواب مىدهد سلام او را؛ چنانكه به همه اينها شهادت مىدهد در وقت خواندن اذن دخول.
همچنين تدبر در محبت و لطف و مكرمتى كه بر شيعيان و زائران خود دارند و تأمل در خرابىهاى حال خود و خلافها كه به آن بزرگواران كرده و فرمودههاى بىحد كه از ايشان نشنيده و آزارها و اذيتها كه از او به ايشان يا به خاصّان و دوستانشان رسانده است كه برگشت آن، به آزردن ايشان است و اگر به راستى در خود نگرد، قدمهايش از رفتن بازافتد و قلبش هراسان و چشمش گريان شود و روح تمام آداب، بلكه زيارت در همين است كه اگر اين نعمت روزى شد، بسيارى از آداب قهراً و ندانسته به عمل آيد.
براى فهميدن اذن دادن صاحب آن مرقد شريف در دخول در آن محضر انور، علامت باشد