157اين در حالى است كه در منابع شيعى، عبدالله بن ميمون توثيق شده و چنانكه خواهيم ديد، هيچگونه احتمالى درباره قرمطى يا اسماعيلى بودن او داده نشده است.
پيش از نقل جملاتى از علماى رجال شيعه درباره عبدالله بن ميمون، توجه خوانندگان عزيز را به چند نمونه از اظهارات نويسندگان ديگر جلب مىكنيم:
ابن نديم از شخصى به نام ابوعبداللّه بن رزام كه در ردّ اسماعيليه كتابى نوشته است، چنين نقل مىكند (و البته صحّت و سقم مطلب را به عهده نمىگيرد):
«ميمون قداح در ابتدا از پيروان ابوالخطّاب بود و دعوى بر الوهيت على بن ابيطالب مىكرد او و پسرش عبداللّه، ديصانى مذهب و از محلى در نزديكى اهواز بودند و پسرش عبداللّه مدت زيادى ادّعاى پيامبرى كرد و شعبدهباز و نيرنگ باز بود ... او به سلميه نزديك حمص گريخت و در آنجا مردى به نام حمدان بن اشعث ملقّب به «قرمط» ... دعوت او را پذيرفت ...» 1
خواجه رشيدالدين پس از ذكر متفرق شدن اصحاب محمد بن اسماعيل بن جعفر مىگويد: «عبدالله بن ميمون قداح كه به زى صوم و صلاة و طاعات متحلّى بود، به عسكر مكرم مقام كرد ... و از آنجا به كوهستان عجم اهواز آمد و مردم را دعوت مىكرد و خلفاى خود را به جانب عراق و رى و اصفهان و قم و همدان فرستاد. 2
فخر رازى در معرفى فرقه باطنيه مىگويد: نقل شده كه يك مرد اهوازى كه عبدالله بن ميمون قداح نام داشت و از زنادقه بود، پيش جعفر صادق(ع) رفت و اكثر اوقات در خدمت فرزندش اسماعيل بود پس از مرگ اسماعيل در خدمت فرزند او محمد قرار گرفت و چون محمد از دنيا رفت ... مدعى شد كه محمد را فرزندى است كه بايد از او اطاعت كرد و زندقه را به او ياد داد ... 3
به طورى كه ملاحظه مىفرماييد عبدالله بن ميمون به عنوان پايهگذار باطنيه و قرامطه و مردى شياد و دروغگو معرفى شده است. در صورتىكه در منابع شيعى او يكى از اصحاب خاص امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) شناخته شده كه از آنها نقل حديث مىكرد.