156فرقه «قرامطه» كه در كتب تاريخى و ملل و نحل به عنوان گروهى پرخاشگر، فتنهجو، عاملِ كشتارهاى دستهجمعى و غارت مسلمانان معرفى شدهاند، شاخهاى از فرقه «اسماعيليه» بودند كه با عقايد ويژه خود، در بطن جامعه اسلامى ظاهر شدند و باعث دردسرهاى بسيارى براى كارگزاران رسمى حكومت در عهد خلفاى عباسى گشتند و در اين ستيز و پرخاش بود كه بسيارى از مسلمانان بىگناه را قربانى انحرافات فكرى و بلند پروازىهاى خود ساختند و مىتوان گفت كه عملكرد سياسى و نظامى اين گروه قابل مقايسه با گروه «خوارج» در عصر بنى اميه است، هر چند كه از لحاظ اعتقادى مشابهتى با يكديگر نداشتند.
«اسماعيليه» گروهى از شيعيان بودند كه پس از شهادت امام جعفر صادق(ع) به امامت «اسماعيل بن جعفر» و فرزندان او معتقد شدند و خود بعدها به فرقههاى گوناگونى تقسيم گرديدند. در ميان آنها افراد و شخصيتهايى پيدا شدند كه هر كدام مذهب اسماعيليه را به نوعى تفسير و توجيه نمودند و به امامت شخص بخصوصى دعوت كردند.
يكى از چهرههاى معروفى كه در ميان دعاة و شخصيتهاى برجسته اسماعيليه نخستين، اسم و رسمى دارد و منشأ پيدايش حوادث بسيارى شده است، شخصى به نام «حمدان قرمط» است كه پس از مرگ ابوالخطّاب اجدع يكى از بنيانگذاران فرقه اسماعيليه، شاخهاى در اين فرقه ايجاد كرد و حرفهاى تازهاى آورد كه بعدها طرفداران او را «قرامطه» يا «قرمطى» گفتند.
در منابع اهل سنت و - به پيروى از آنها - در منابع غربى، حمدان قرمط شاگرد و مريد عبداللّه بن ميمون قداح معرفى شده كه گويا در شكلگيرى انديشههاى حمدان قرمط نقش عمدهاى داشته است، آنگاه عبداللّه بن ميمون را از موالى امام جعفر صادق(ع) شمرده. گاهى او را از اصل يهودى 1 و گاهى ديصانى 2 و گاهى ايرانى مجوسى 3 دانستهاند و نسب فاطميان مصر را نيز به او رسانيدهاند. 4