268برعهده جماعتى از تبار عجم به نام نخولى است. اينان در مدينه، بسيار شباهت به كشاورزان ما در مصر دارند كه اگر اينان نباشند، امر زراعت تعطيل خواهد شد. اين طايفه، رافضى هستند و ابوبكر و عمر را دشمن مىدارند. براى تحقير آنان و به عنوان كيفر عقيده باطلشان، فرماندار شهر، آنان را مأمور كرده است كه سگها را از اطراف مسجدنبوى برانند. در هنگام حج، عجمها نزد آنان اجتماع مىكنند و از آنان خانه اجاره مىكنند.
در سال 1371قمرى كه كشاورزان نخاوله از اين همه ستم به ستوه آمدند و براى اجراى عدالت و عدم تمسخر و استهزاء و برخوردهاى تحقيرآميز دست به اجتماع اعتراضآميز زدند، عبدالله فيصل، پسر ملك فيصل و وزير كشور سابق عربستان، با جمعى از سپاهيان و غلامان خود، با هواپيمايى مخصوص، از جده به مدينه آمد و به اهالى نخاوله حمله كرد و آنان را مورد آزار و اذيت شديد قرار داد؛ بهگونهاى كه دست و پاى گروهى را به ماشينها بستند و در خيابانهاى شهر بر زمين كشيدند. حكومتهاى اموى، عباسى و عثمانى منقرض شدند و شاهزادههاى سعودى هم يكى پس از ديگرى مردند و به تاريخ پيوستند، اما سروقامتان نخاوله همچنان استوار ايستاده و سر به آسمان مىسايند.
ج) شجاعت و سلحشورى
ويژگى مهم ديگر شيعيان نخاوله، شجاعت و سلحشورى و انسجام گروهى است. شايد به دليل برخوردارى از همين روحيه باشد كه هيچگاه از اكثريت مخالف مدينه واهمهاى نداشته و هرگز ارادت قلبى خود را به ساحت اهلبيت(عليهم السلام) پنهان نكردهاند. بوركهارت و ريچارد برتون كه در دو مقطع زمانى به مدينه رفتهاند، در گزارش خود از نخاوله مىنويسند:
جمعيتشان زياد و افرادى بسيار رزمجو و سلحشور و جنگجو هستند. آنها