269ازدواجهاى درون گروهى داشته و در برابر پيشامدها موضعى عمومى و واحد دارند و همواره در ستيزها و درگيرىهاى شهرى، برترى خود را نسبت به شهرنشينان نشان دادهاند.
مرحوم محمدحسين مظفر در كتاب «تاريخ الشيعه» حادثهاى را در سال 1911 ميلادى نقل مىكند كه مؤيد همين روحيه است:
در حال حاضر (زمان تأليف كتاب به سال 1933 ميلادى) شمار شيعيان در ميان قبايل (حجاز) بيش از شيعيان شهرنشين است. از جمله قبايل شيعه، طايفه «بنوجهم» و «بنوعلى» و برخى از «بنىعوف» هستند. اما در شهرها شمار زيادى شيعه در مدينه هستند، مانند «نخاوله» و نيز شمارى در روستاهاى آن، مانند «عوالى» زندگى مىكنند. به غير از نخاوله، شمار اندكى شيعه در مدينه هست؛ همانگونه كه اندكى شيعه در مكه وجود دارد. نبردى ميان شيعيان مدينه و دولت عثمانى رخ داد كه معروف است. اين حادثه زمانى رخ داد كه شمار زيادى شيعه [بنوعلى از طايفه حرب] كه در منطقه عوالى [يك روستا و منطقه] زندگى مىكردند، از طرف تركها متهم شدند كه به دزدان و راهزنان پناه مىدهند؛ به همين دليل تركها تصميم گرفتند در عوالى، بارو و حصار و قلعه بنا كنند.
اما مردم كه اين تصميم را در جهت نابودى خود مىدانستند، در اينباره مقاومت كردند. به دنبال آن سپاه عثمانى با شمار زيادى نيرو به آنان يورش برد و در برابر، ديگر طوايف حرب نيز به دفاع از بنوعلى پرداختند. زمانى كه سپاه ترك به آنان حمله كرد، آنان با قدرت و شجاعت پايدارى كردند. به دنبال اين حادثه، سپاه ترك شكست خورده و به مركز مدينه بازگشتند. اما بنوعلى به محاصره آنان پرداختند و تا دو ماه آنان را در محاصره داشتند؛ به همين دليل اين واقعه، به «واقعة الشهرين» معروف شد. طى اين محاصره شمار زيادى از سپاهيان ترك