259اهل سنت، موجب شده كه آنها برخلاف شيعيان نخاوله، از منزلت اجتماعى و سياسى برخوردار باشند و از امتيازات شهروندى، مانند زيارت مسجدالنبى(ص) و دفن اموات در بقيع محروم نباشند. 1
«ورنراند» 2 در كتاب خود به بررسى تاريخى پايگاه دينى و سياسى سادات مدينه مىپردازد و اين جايگاه رفيع را از صدر اسلام تاكنون به تصوير مىكشد. بر پايه گزارشهاى او، شرافت و اصالت خانوادگى سادات مدينه بهگونهاى بر تاريخ اين شهر و حكومتهايى كه آمدهاند و رفتهاند، سايه افكنده كه همواره و در هر شرايطى، فخر و فخامت اجتماعى و سياسى را براى آنان به ارمغان آورده است. به گفته ورنر، شواهدى وجود دارد كه بنوالحسينى، اخلاف حسين بن على و در اصل، نسل على بن الحسين (امام چهارم شيعيان و تنها بازمانده حسين) هستند كه توانستند طايفه خويش را بهعنوان يكى از خاندان مهم مدينه مطرح كنند.
به نظر ورنراند، علاوه بر شرافت خانوادگى، دومين علتى كه موجب برجستگى بنوالحسين در شهر مدينه شده است، ارادت و حمايت دولت فاطمى مصر (359ه.ق/ 969م) از آنان بوده كه موجب اولين امارت بنوالحسين (شُرفا) در اين شهر شد. پس از سقوط آخرين خليفه فاطمى در سال 1171 ميلادى (567ق) گرچه حاكمان محلى حرمين، حكومت سلطان صلاح الدين ايوبى را بر منطقه حجاز به رسميت شناختند، ولى همچنان واعظان شيعه در حرم نبوى(ص) خطبه مىخواندند. نه صلاحالدين و نه جانشينان وى تلاش خاصى براى سنى كردن شهر پيامبر(ص) از خود نشان ندادند و سران شيعه، به كنترل همه نهادهاى مذهبى در آن مكان مقدس ادامه دادند و قضات شيعه، در كنار قضات اهل تسنن، به طور مساوى به قضاوت مشغول بودند.