60مباحى كه مخل به مروت است». 1
5. نورالدين عتر نوشته است: «عدالت، ملكهاى است كه شخص متصف به آن را بر تقوا وامىدارد و از چيزهاى پست و آنچه نزد مردم مخل به مروت است، دور مىكند». 2
6. ماجد الغورى نيز عدالت را در اصطلاح، «شايستگى براى شهادتدادن و روايتكردن از پيامبر(ص)» دانسته و در ادامه، همان تعريف نورالدين عتر را در تبيين اين واژه، آورده است. 3
درخور توجه است كه تعريف خطيب بغدادى و ابن حجر، مصداقى است، نه مفهومى. همچنين تعريف ماجد الغورى، لازمه عدالت است. بهسبب كاربرد گسترده اين واژه در سير پژوهش و برداشتهاى متفاوت از مفهوم آن، ضرورى است كه به برخى از قيود اين تعريف، توجه بيشترى شود. ازاينرو در اينجا به بررسى آن قيود مىپردازيم:
يك - ملكه
ملكه، به حالتى ماندگار در شخص گفته مىشود. اين حالت، موقتى و براثر برانگيختهشدن عواطف يا مسائلى از اين قبيل نيست. براى مثال، گاه شخصى در موقعيتى ويژه، براى كارى انگيزه مىيابد و آن را انجام مىدهد؛ مانند كمك مالى به فقير. بىشك انجامدادن اين كار، در پى احساسات و عواطف انسانى برانگيختهشده در آن موقعيت است.
در واقع، به چنين انگيزههايى ملكه گفته نمىشود؛ بلكه آن را «حال» مىگويند.